اگر به طور منظم برای پر کردن مخزن اتومبیل خود با گاز ، می دانید که قیمت بنزین اخیراً هم زیاد و هم بی ثبات بوده است-در نتیجه ، بیشتر از همه حرکات مشابه در قیمت نفت خام. 1 میانگین قیمت هفتگی برای یک بشکه از West Texas Intermediate ، یک درجه استاندارد از روغن خام ، در نیمه دوم سال 2003 حدود 30 دلار معلق بود اما شروع به افزایش در نوبت سال کرد. قیمت هر بشکه در ماه مارس به 37 دلار و نزدیک به 41 دلار در ماه مه رسید. قیمت نفت از زمان بهار همچنان به طور نامنظم افزایش یافته است ، حتی اگر سایر قیمت های کالا به طور کلی تثبیت شده و تورم کلی پایین بوده است. از هفته گذشته ، قیمت یک بشکه از واسطه غرب تگزاس در حدود 55 دلار بود. 2
برخی از دیدگاه ها به ترتیب است. قیمت نفت در هنگام اندازه گیری از نظر اسمی در سطح رکورد قرار دارد ، اما هنگامی که برای تورم تنظیم می شود ، قیمت نفت هنوز پایین تر از اوج تاریخی آن باقی می ماند ، در سال 1981 به دست آمده است. اندازه گیری شده به دلار امروز ، قیمت نفت خام در سال 1981 حدود 80 دلار در هر بشکه بود ، وقیمت بنزین در پمپ نزدیک به 3 دلار در هر گالن بود. علاوه بر این ، هزینه های انرژی در آن زمان سهم بیشتری از بودجه مصرف کنندگان و هزینه تولید کالا و خدمات نسبت به امروزه بود. بدیهی است ، افزایش قیمت نفت دهه 1970 و اوایل دهه 1980 اثرات اقتصادی بسیار برجسته تری نسبت به افزایش های اخیر یا احتمالاً داشته است و باعث افزایش چشمگیر بیشتر می شود.
تمام آنچه گفته شد ، قیمت های نفتی و نفتی در ایالات متحده امروز نسبت به تجربه اخیر بسیار بالا است. در بیشتر دهه 1990 ، قیمت نفت تقریباً 20 دلار در هر بشکه بود و برای مدت کوتاهی در سال 1998 (به یاد داشته باشید بدون علاقه توسط کاوشگران و تولید کنندگان نفت) قیمت یک بشکه نفت خام به بالاتر از 10 دلار رسید. همانطور که اشاره کردم ، فقط یک سال پیش قیمت نفت حدود 30 دلار در هر بشکه بود. بنابراین افزایش اخیر قیمت نفت به اندازه کافی بزرگ بوده است که شوک قابل توجهی برای سیستم اقتصادی ایجاد می کند.
افزایش قیمت نفت تعدادی از سؤالات مهم را برای اقتصاددانان و سیاست گذاران ایجاد می کند. چرا قیمت نفت به این اندازه افزایش یافته است و چرا آنها همچنان به اینقدر ناچیز هستند؟چشم انداز منابع نفتی و قیمت نفت در میان مدت و در دراز مدت چیست؟رفتار قیمت نفت برای گسترش اقتصادی مداوم چه پیامدهایی دارد؟و چگونه سیاست پولی باید به این تحولات پاسخ دهد؟امروز به طور خلاصه به هر یک از این سؤالات لمس خواهم کرد. قبل از انجام این کار ، باید توجه داشته باشم که عقایدی که امروز بیان می کنم خودم است و قرار نیست به همکارانم در سیستم فدرال رزرو نسبت داده شود. 3
تحولات اخیر و آینده نگر در بازارهای نفتی برای ارزیابی تحولات اخیر در بازار نفت ، می توان دانست که آیا قیمت بالای نفتی که امروزه مشاهده می کنیم یک سنبله موقتی است یا در عوض آغاز دوره ای از قیمت های بالاتر است. اگرچه هیچ کس نمی تواند با اطمینان بداند که چگونه قیمت نفت تکامل می یابد ، بازارهای مالی یکی از مکان های مفید برای یادگیری در مورد نظر آگاهانه است. قراردادهای مربوط به تحویل های بعدی نفت ، مانند بسیاری از کالاهای دیگر ، توسط افرادی که هر انگیزه ای برای نظارت بر وضعیت انرژی دارند ، به طور مداوم در یک بازار فعال معامله می شوند. 4 ابزار مالی مشتق ، مانند گزینه های خرید یا فروش نفت در برخی از تاریخ های آینده نیز به طور فعال معامله می شود. از قیمت های مشاهده شده در این بازارها می توان برای به دست آوردن اطلاعات مفید در مورد آنچه معامله گران برای دوره آینده قیمت نفت و همچنین میزان عدم اطمینان آنها در پیش بینی آینده احساس می کنند ، استفاده کرد.
یکی از استنتاج ما می توانیم از تحولات اخیر در بازار نفت ، به ویژه از قیمت گذاری ابزارهای مشتق ، این است که معامله گران در آن بازار به طور غیرمعمول در مورد چگونگی تحول قیمت نفت در سال آینده یا تقریباً مطمئن نیستند. به عنوان مثال ، از هفته گذشته ، معامله گران این احتمال را داشتند که دو سوم این احتمال را داشته باشد که قیمت نفت خام از ژوئن آینده بین 38 دلار تا 60 دلار در هر بشکه باشد. یا برای گفتن همین حرف دیگر ، معامله گران یک سوم این فرصت را درک کردند که قیمت نفت در خارج از محدوده 38 تا 60 دلار قرار بگیرد. کمترین چیز را برای این که معامله گران آگاهانه در مورد اینکه قیمت نفت تنها هشت ماه در آینده خواهد بود ، بسیار نامشخص خواهند بود.
عدم اطمینان به خودی خود می تواند یک عامل منفی برای اقتصاد باشد. به عنوان مثال ، من این احتمال را رد نمی کنم که عدم اطمینان در مورد هزینه های انرژی آینده باعث شده است که شرکت ها نسبت به سرمایه گذاری های سرمایه جدید کمی محتاط تر شوند. با این حال ، احتمالاً از نظر اقتصادی قابل توجه تر از عدم قطعیت نزدیک به مدت در مورد قیمت نفت این واقعیت است که به نظر می رسد معامله گران انتظار دارند شرایط سخت در بازار نفت برای برخی از سالها ادامه یابد و در بهترین حالت تنها کاهش متوسطی در قیمت ها باشد. این اعتقاد از طرف معامله گران را می توان در قیمت قراردادهای آتی نفت مشاهده کرد. در بیشتر دهه 1990 ، قیمت بازار نفت برای تحویل در تاریخ تا شش سال در آینده حدود 20 دلار در هر بشکه نوسان داشت ، و این نشان می دهد که معامله گران انتظار دارند که قیمت نفت در حدود آن سطح در آینده باقی بماند. امروز ، بازارهای آتی قیمت پیش بینی شده یک بشکه نفت را در دراز مدت نزدیک به 39 دلار قرار می دهند ، که تقریباً دو برابر می شود. 5 بنابراین ، اگرچه معامله گران انتظار دارند که قیمت نفت تا حدودی از اوج اخیر کاهش یابد ، اما آنها همچنین معتقدند که بخش مهمی از افزایش اخیر قیمت ها طولانی خواهد بود.
چه چیزی رفتار قیمت فعلی و مورد انتظار نفت را به خود اختصاص می دهد؟نویسنده جورج برنارد شاو یک بار گفت که برای به دست آوردن یک اقتصاددان ، فقط لازم بود که یک طوطی را آموزش دهد تا بی وقفه عبارت "عرضه و تقاضا" را تکرار کند. خوب ، من به عنوان یک اقتصاددان ، باید با طوطی موافقم. در بیشتر موارد ، قیمت بالای نفت منعکس کننده تقاضای زیاد و رو به رشد برای منابع نفتی و محدود (و نامشخص) است.
از طرف تقاضا ، آژانس بین المللی انرژی (IEA) ، شاید مطمئن ترین منبع داده های مربوط به تولید و مصرف نفت جهانی ، همچنان به تجدید نظر در پیش بینی های خود در مورد مصرف جهانی نفت ادامه داده است. برای نشان دادن ، مصرف جهانی نفت برای سه ماهه دوم سال جاری ، آخرین سه ماهه که ما داده های کاملی داریم ، اکنون تخمین زده می شود که حدود 3. 7 میلیون بشکه در روز بالاتر از IEA پیش بینی شده در ژوئیه 2003 باشد. 6 (برای مرجع ،کل مصرف جهانی نفت امسال به طور متوسط حدود 81 میلیون بشکه در روز). بخش قابل توجهی از این افزایش غیر منتظره در مصرف نفت ، حدود 2. 2 میلیون بشکه در روز ، منعکس کننده تقاضای نفت به سرعت در حال رشد در شرق آسیا ، به ویژه چین است. با این حال ، گسترش اقتصادی مداوم در بین اقتصادهای صنعتی و در حال ظهور بازار نیز به اشتهای رو به رشد جهان برای نفت کمک کرده است.
از طرف تأمین ، تولید نفت با ظرفیت موجود و تحولات ژئوپلیتیکی محدود شده است. با افزایش مصرف نفت و افزایش قیمت ها ، عربستان سعودی و سایر اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (OPEC) قول داده اند که روغن بیشتری را پمپ کنند. با این حال ، افزایش نسبتاً محدود در تولید که تاکنون توسط اعضای اوپک تحویل داده شده است ، همراه با تولید غیر OPEC که کمی پایین تر از پیش بینی ها افتاده است ، نگرانی هایی را ایجاد کرده اند که ظرفیت تولید یدکی موجود در کوتاه مدت ممکن است به شدت محدود باشد ، شاید زیر 1میلیون بشکه در روز.
تعامل با محدودیت های ظرفیت و کمک به نوسانات استثنایی در قیمت نفت ماه های اخیر ، عدم اطمینان در مورد قابلیت اطمینان و امنیت منابع نفتی است. البته خاورمیانه غنی از نفت به ویژه بی ثبات است. اما خطرات سیاسی برای تأمین نفت در کشورهای خارج از خاورمیانه نیز از جمله روسیه ، ونزوئلا و نیجریه پدید آمده است. آب و هوا نیز به وجود آمده است ، زیرا طوفان های اخیر بر تولید و توزیع نفت در سواحل ایالات متحده آمریکا تأثیر گذاشته است.
از آنجا که نه تقاضا برای و نه تأمین نفت بسیار به تغییرات قیمت در کوتاه مدت پاسخ نمی دهد ، افزایش غیر منتظره مصرف نفت به همراه اختلال در عرضه ، می تواند به طرز احتمالی بیشتر از افزایش قیمت ها را به خود اختصاص دهد. با این حال ، افزایش شدید و نوسانات شدید قیمت نفت باعث شده است که ناظران نشان دهند که بخشی از افزایش قیمت ها منعکس کننده یک مؤلفه سوداگرانه ناشی از فعالیت بازرگانان در بازارهای نفت است.
چگونه می توان حدس و گمان قیمت نفت را افزایش داد؟با ساده سازی بسیار زیاد ، معامله گران سوداگرانه که انتظار دارند نفت به طور فزاینده ای از قیمت های کمتری برخوردار باشد و نفت در آینده افزایش یابد ، می توانند با خرید قراردادهای آتی نفتی در مبادله کالا ، با پول خود از پول خود حمایت کنند. قراردادهای آتی نفت نشان دهنده ادعاهای نفتی است که با قیمت مشخص و در یک تاریخ و مکان مشخص در آینده تحویل داده می شود. اگر قیمت نفت همانطور که معامله گران انتظار دارند افزایش یابد-دقیقاً ، اگر قیمت نفت آینده بالاتر از قیمت مشخص شده در قرارداد افزایش یابد-آنها می توانند ادعاهای خود را با سود دوباره به فروش برسانند.
اگر بسیاری از دلالان این دیدگاه را به اشتراک بگذارند که کمبود نفت بدتر می شود و قیمت ها افزایش می یابد ، تقاضای آنها برای آینده نفت زیاد خواهد بود و به تبع آن ، قیمت نفت برای تحویل آینده افزایش می یابد. قیمت آتی نفت بالاتر به نوبه خود بر مشوقهایی که تولیدکنندگان نفت دارند تأثیر می گذارد. با دیدن قیمت بالای نفت برای تحویل آینده ، تولید کنندگان نفت از بازار امروز نفت را باز می گردانند و آن را برای فروش پیش بینی شده آینده به موجودی اضافه می کنند. این کاهش میزان روغن موجود برای استفاده فعلی به نوبه خود باعث افزایش قیمت نفت امروز می شود ، افزایشی که می تواند به عنوان حق بیمه سوداگرانه در قیمت نفت تعبیر شود.
بسیاری از افراد به طور کلی از گمانه زنی ها نگاه کم می کنند و در برخی موارد این دیدگاه توجیه می شود. با این حال ، در بسیاری از مواقع ، گمانه زنی های آگاهانه برای جامعه خوب است. در مورد روغن ، فعالیت سوداگرانه تمایل دارد تا بخشی از روغن که در حال حاضر تولید می شود ، کنار گذاشته شود تا از احتمال ایجاد اختلال یا کمبود در آینده محافظت کند. درست است ، گمانه زنی ها ممکن است قیمت فعلی روغن را بالا ببرد ، اما این افزایش در تحریک تولید فعلی و کاهش تقاضای فعلی مفید است ، در نتیجه آزاد کردن روغن بیشتری که در برابر شرایط اضطراری در ذخیره سازی قرار می گیرد. معامله گران سوداگرانه هیچ انگیزه نوعدوستی ندارند. هدف آنها فقط خرید کم و فروش زیاد است. اما سود دلالان به توانایی آنها در ایجاد تغییر در استفاده از نفت از دوره هایی بستگی دارد که قیمت ها نسبتاً کم هستند (یعنی وقتی روغن نسبتاً فراوان است) به دوره هایی که قیمت ها نسبتاً زیاد هستند (وقتی روغن کمیاب است). به احتمال زیاد رفاه اجتماعی با گمانه زنی های آگاهانه در بازارهای نفتی افزایش می یابد زیرا فعالیت های سوداگرانه باعث می شود روغن در مواقعی که بیشترین نیاز را دارند ، نسبتاً بیشتری در دسترس قرار دهند. 8
این بحث سه شاخص را برای کمک به ما در تشخیص تأثیر فعالیت سوداگرانه بر قیمت فعلی نفت نشان می دهد. اول ، اگر فعالیت سوداگرانه منبع مهمی از افزایش قیمت نفت باشد ، انتظار داریم قیمت نفت امروز به شدت نسبت به اخبار مربوط به شرایط آینده عرضه و تقاضای نفت واکنش نشان دهد. دوم ، ما باید به این امید که با فروش مجدد نفت افزایش یابد ، در صورت افزایش قیمت ها ، در صورت افزایش قیمت نفت در صورت افزایش قیمت ، بازرگانان سوداگرانه را برای تحویل در آینده در آینده مشاهده کنیم. سرانجام ، مطابق با موقعیت های سوداگرانه که توسط معامله گران برگزار می شود ، انتظار داریم شاهد افزایش قابل توجهی در موجودی های فیزیکی روغن برای استفاده های بعدی باشیم.
اولین شاخص ، نوسانات سریع قیمت نفت در پاسخ به اخبار مربوط به منابع آینده نگر و استفاده از روغن ، به نظر می رسد که وجود دارد و یک عنصر سوداگرانه در قیمت گذاری را نشان می دهد. بنابراین تا حدودی گیج کننده است که به نظر نمی رسد که دو شاخص دیگر فعالیت سوداگرانه وجود داشته باشد: بهترین اندازه گیری ما در دسترس از دارایی های معامله گران سوداگرانه برای تحویل آینده نفت خام و فرآورده های نفتی از اوایل سال کاهش یافته است و هستطبق استانداردهای تاریخی غیر معمول بالا نیست. 9 و داده های رسمی حاکی از آن است که موجودی های فیزیکی نفت خام و فرآورده های نفتی ، حداقل در کشورهای صنعتی که ما داده های خوبی برای آنها داریم ، به هیچ وجه قابل توجه نرسیده اند و در بعضی مواقع حتی زیر هنجارهای فصلی نیز بوده است. 10 شاید داده های رسمی از تجمع مهم سهام نفت خام-در چین و سایر اقتصادهای موجود در بازار در حال ظهور ، غافل شوند-اما این گمانه زنی ها باقی مانده است (اگر شما بیان را بهانه می کنید). نتیجه گیری آزمایشی من این است که فعالیت سوداگرانه ممکن است به بخشی از نوسانات اخیر در قیمت نفت کمک کند. با این حال ، شواهد موجود پشتیبانی روشنی از این دیدگاه نشان نمی دهد که فعالیت سوداگرانه باعث شده قیمت نفت در طی سال گذشته به طور متوسط بسیار بیشتر از آنچه در غیر این صورت بوده است ، باشد. 11
یک توضیح نسبتاً متفاوت در مورد افزایش اخیر در قیمت نفت ، حاکی از آن است که این افزایش تا حد زیادی نشانه سیاست های پولی تورمی است. ادبیات گسترده ای در مورد این موضوع وجود دارد. ایده کلی این است که ، اگر بیشتر قیمت ها به آرامی تنظیم شوند ، اثرات یک سیاست پولی بسیار آسان در ابتدا به عنوان افزایش شدید آن قیمت هایی که قادر به تنظیم سریع بیشتر هستند ، مانند قیمت کالاها (از جمله نفت) نشان می دهند. اگر این ایده معتبر بود ، می توان از حرکات قیمت کالا به عنوان راهنما برای تعیین سیاست پولی استفاده کرد.
با این حال ، اجماعی که از این ادبیات ناشی می شود این است که رابطه بین حرکات قیمت کالا و سیاست پولی در بهترین حالت دشوار و غیرقابل اعتماد است. علاوه بر این ، در مورد تجربه اخیر ، مدل های اقتصادی که از استفاده از قیمت نفت به عنوان شاخص اصلی سیاست های پولی پشتیبانی می کنند ، تعدادی از پیش بینی های دیگر را ایجاد می کند که به شدت با واقعیت ها مغایرت دارند. این پیش بینی ها شامل (1) است که تمام قیمت کالاها باید در پاسخ به تغییر در سیاست های پولی متناسب حرکت کنند (در واقع ، قیمت نفت از زمان بهار به دلیل تثبیت سایر قیمت های کالا به شدت افزایش یافته است).(2) با افزایش قیمت نفت ، دلار باید به سرعت کاهش یابد (در واقع ، دلار در طول سال 2004 به طور گسترده ای پایدار بوده است).(3) که انتظارات تورم باید به میزان قابل توجهی افزایش یافته باشد (اما نرخ بهره اسمی بلند مدت ، میزان جبران تورم ضمنی در بازده اوراق بهادار تورم و اقدامات نظرسنجی از انتظارات تورم در نشان دادن چنین افزایشی مطابقت ندارد). و (4) این تورم عمومی ، گرچه تورم قیمت کالاها را عقب می اندازد ، اما باید با گذشت زمان افزایش یابد (اما تورم به استثنای قیمت انرژی بسیار پایین است). مدل های "بیش از حد" قیمت کالاها همچنین حاکی از آن است که افزایش فعلی قیمت نفت تقریباً کاملاً موقتی خواهد بود ، پیش بینی به شدت در برابر انتظارات بازار همانطور که در بازارهای آینده نشان داده شده است. نتیجه می گیرم که تعادل تقاضای عرضه به طور فزاینده ، به جای حدس و گمان یا سیاست های پولی آسان ، احتمالاً بیشتر قیمت های اخیر در قیمت نفت را تشکیل می دهد.
من روی تحولات نزدیک به مدت در بازارهای نفتی متمرکز شده ام. در مورد بلند مدت چطور؟در همین راستا ، ما با اطمینان می توانیم فرض کنیم که رشد اقتصادی جهانی ، همراه با سرعت سریع صنعتی شدن در چین ، هند و سایر اقتصادهای موجود در بازار ، تقاضای فزاینده ای را برای نفت و سایر اشکال انرژی ایجاد می کند. اگر خوش شانس باشیم ، رشد تقاضا برای انرژی با پیشرفت مداوم در بهره وری انرژی که با قیمت های بالاتر و نگرانی در مورد امنیت منابع نفتی تحریک می شود ، تعدیل می شود. چنین پیشرفت هایی مطمئناً امکان پذیر است ، حتی بدون پیشرفت های جدید فناوری. به عنوان مثال ، ژاپن یک کشور صنعتی پیشرفته است که فقط از یک سوم انرژی برای تولید هر دلار از تولید واقعی مانند ایالات متحده استفاده می کند. به نظر می رسد 12 کشور صنعتی مانند چین در استفاده از انرژی خود کاملاً ناکارآمد هستند. به عنوان مثال ، شبکه برق توسعه نیافته در چین باعث استفاده شدید از ژنراتورهای ناکارآمد دیزل شده است. با مدرن شدن این کشورها ، احتمالاً راندمان انرژی آنها بهبود می یابد. با این وجود ، اگر گسترش اقتصادی جهانی ادامه یابد ، به نظر می رسد رشد قابل توجهی در استفاده از نفت و سایر منابع انرژی اجتناب ناپذیر است.
پیش بینی بازار نفت حتی دشوارتر است. به معنای جسمی ، جهان در معرض خطر قریب الوقوع از بین رفتن روغن نیست. در اواخر سال 2003 ، ذخایر نفت اثبات شده جهان-یعنی نفتی در زمین که با استفاده از فناوری های موجود قابل بازیافت است و در شرایط اقتصادی فعلی-بیش از 1. 15 تریلیون بشکه ، 12 درصد بیشتر از اثبات جهانیک دهه قبل و برابر با حدود چهل سال از مصرف جهانی با نرخ های فعلی ذخیره می کند (بررسی آماری BP از انرژی جهانی ، 2004 ، ص 4). البته ، مصرف جهانی نفت با نرخ فعلی باقی نخواهد ماند. رشد خواهد کرداما ، از طرف دیگر ، ارقام ذخیره شده امروز نه تنها پتانسیل اکتشافات جدید را نادیده می گیرد بلکه احتمال بهبود فناوری و قیمت بالاتر نفت باعث افزایش میزان نفتی می شود که می تواند از نظر اقتصادی بهبود یابد.
این روغن در آنجا وجود دارد ، اما آیا می توان منابع تولید جدید قابل توجهی را طی پنج سال آینده در دسترس قرار داد یا در این حالت شک و تردید وجود دارد. برخی از زمینه های مهم در مکانهایی هستند که از نظر فنی دشوار و وقت گیر هستند ، مانند مزارع آب های عمیق در غرب آفریقا ، در خلیج مکزیک یا ساحل شرقی آمریکای جنوبی. در بسیاری از موارد ، توسعه زمینه های جدید همچنین با چالش بازیابی روغن بدون آسیب رساندن به اکوسیستم های ظریف روبرو است ، اگر در واقع روند سیاسی اجازه می دهد تا به هیچ وجه بهره برداری از زمینه های حساس از نظر زیست محیطی باشد. من قبلاً به عدم قطعیت های ناشی از بی ثباتی ژئوپلیتیکی اشاره کرده ام. شاید در اینجا کافی باشد که توجه داشته باشید که با وجود افتتاح مزارع در تعدادی از مناطق جدید در یک دهه گذشته ، حدود 63 درصد از ذخایر نفتی شناخته شده امروز در خاورمیانه هستند. تولیدکنندگان نفت همچنین از تجربه دردناک آگاه هستند که قیمت نفت می تواند به همان سرعت افزایش یابد. از این رو ، پروژه های اکتشافی که در هنگام افزایش قیمت ها راه اندازی شده اند ، ممکن است در صورت پایین آمدن قیمت ها به نتیجه برسند. این خطرات به توضیح اینکه چرا شرکت های بزرگ نفتی در این دوره اخیر با قیمت های بالا اقدام به افزایش فعالیت های اکتشافی نکرده اند ، کمک می کند.
بنابراین ، اصول تقاضای عرضه با این دیدگاه که اکنون توسط شرکت کنندگان در بازار نفت صورت گرفته است که روزهای نفتی ارزان قیمت به پایان رسیده است ، سازگار است. خبر خوب این است که در طولانی مدت ، ما گزینه هایی داریم. من قبلاً دامنه پیشرفت در بهره وری انرژی و افزایش حفاظت را ذکر کرده ام. پتانسیل قابل توجهی و همچنین برای جایگزینی منابع انرژی دیگر برای نفت از جمله گاز طبیعی ، زغال سنگ ، انرژی هسته ای و منابع تجدید پذیر مانند باد و انرژی آبی وجود دارد. به عنوان مثال ، جهان از گازهای طبیعی زیادی برخوردار است که در انتظار توسعه زیرساخت های اضافی ، ممکن است به صورت مایع به ایالات متحده ، اروپا ، آسیا و جاهای دیگر با قیمت های معادل BTU زیر آنچه که انتظار می رود نفت خام باشد منتقل شود. با توجه به زمان کافی ، مکانیسم های بازار (بدیهی است که قیمت های بالاتر) احتمالاً باعث افزایش منابع انرژی از جمله منابع انرژی جایگزین می شوند ، در حالی که همزمان حفاظت و تعویض را از روغن به سایر انواع انرژی تشویق می کنند. با این حال ، این تنظیمات به سرعت اتفاق نمی افتد. از این رو ممکن است چند سال آینده برای مصرف کنندگان انرژی استرس زا باشد ، زیرا منابع کشیده و نامشخص نفت و سایر منابع انرژی معمولی با خواسته های رو به رشد اقتصاد جهانی در حال گسترش روبرو هستند.
پیامدهای اقتصادی و سیاسی افزایش قیمت نفت ، پیامدهای اقتصادی افزایش اخیر قیمت نفت چیست؟در طولانی مدت ، احتمالاً قیمت نفت بالاتر تا حدودی ظرفیت تولیدی اقتصاد ایالات متحده را کاهش می دهد. به عنوان مثال ، این نتیجه اتفاق می افتد ، اگر هزینه های بالا انرژی باعث شود مشاغل کمتر مایل به سرمایه گذاری در سرمایه جدید باشند یا باعث شود برخی سرمایه های موجود از نظر اقتصادی منسوخ شوند. بهره وری پایین به نوبه خود دلالت بر این دارد که دستمزد و سود پایین تر از آنچه در غیر این صورت بوده است. همچنین ، هزینه بالاتر روغن وارداتی احتمالاً بر شرایط تجارت ما تأثیر منفی خواهد گذاشت. یعنی آمریکایی ها مجبورند کالاها و خدمات بیشتری را در خارج از کشور بفروشند تا مبلغ معینی از نفت و واردات دیگر را بپردازند. افزایش قیمت واردات ما نسبت به قیمت صادرات ما ، بار دیگری را برای خانوارهای ایالات متحده و بنگاهها تحمیل می کند.
با این فرض که قیمت نفت به شدت از سطح بالایی که در حال حاضر زیاد است ، افزایش نمی یابد ، این اثرات بلند مدت ، هرچند منفی ، باید قابل کنترل باشد. همانطور که قبلاً بحث کرده ام ، حفاظت و توسعه منابع انرژی جایگزین ، در طولانی مدت ، برخی از نیش ها را از قیمت های بالاتر نفت خارج می کند. علاوه بر این ، بهره وری از منابع متنوع ، از جمله پیشرفت های تکنولوژیکی و نیروی کار بسیار تحصیل کرده تر ، احتمالاً با حاشیه قابل توجهی از تلفات بهره وری ایجاد شده توسط قیمت های بالای روغن فراتر می رود.
در کوتاه مدت ، قیمت نفت به شدت بالاتر ، یک مجموعه نسبتاً متفاوت و از بعضی جهات ، مجموعه ای دشوارتر از چالش های اقتصادی را ایجاد می کند. در واقع ، افزایش قابل توجه در قیمت نفت می تواند همزمان رشد اقتصادی را در حین تحریک تورم کند کند و گزینه های سختی را برای سیاست گذاران پولی ایجاد کند.
افزایش قیمت نفت در کوتاه مدت رشد اقتصادی را در درجه اول از طریق تأثیرات آن بر هزینه یا تقاضای کل کاهش می دهد. از آنجا که ایالات متحده بیشتر نفت خود را وارد می کند ، همانطور که بسیاری از اقتصاددانان خاطرنشان کرده اند ، افزایش قیمت نفت ، به طور گسترده ای مشابه تحمیل مالیات بر ساکنان ایالات متحده ، با درآمد حاصل از مالیات به تولید کنندگان نفت در خارج از کشور است. از ابتدای سال ، هزینه نفت وارد شده به ایالات متحده حدود 75 میلیارد دلار (با نرخ سالانه) یا حدود 3/4 درصد از تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) افزایش یافته است. اثرات افزایش قیمت گاز طبیعی و افزایش کل هزینه های انرژی وارداتی در طی یک سال کامل-افزایش "مالیات" که به تولید کنندگان انرژی خارجی پرداخت می شود-به این امر اضافه کنید.
تأثیر این کاهش درآمد خالص بر تولید ناخالص داخلی ایالات متحده تا حد زیادی بستگی به این دارد که چگونه افزایش "مالیات" انرژی بر هزینه خانوارها و بنگاه ها تأثیر می گذارد. به دلایل مختلف ، افزایش 85 میلیارد دلار پرداخت به تولید کنندگان انرژی خارجی احتمالاً هزینه های داخلی را با چیزی کمتر از این مبلغ کاهش می دهد. به عنوان مثال ، در کوتاه مدت ، افراد ممکن است تمایلی به کاهش هزینه های غیر انرژی در زیر سطح عادت ندارند و باعث می شوند که به جای هزینه ، پس انداز را کاهش دهند. از آنجا که انرژی بالا سود شرکت ها را کاهش می دهد ، آنها به طور معمول تمایل شرکت ها برای خرید کالاهای سرمایه جدید را کاهش می دهند. با این حال ، اگر به نظر می رسد افزایش قیمت انرژی دائمی است ، شرکت ها ممکن است تصمیم بگیرند که برای آنها معقول است که در ساختمانها و ماشین های با انرژی بیشتری سرمایه گذاری کنند و کاهش در هزینه های سرمایه خود را تعدیل کنند. اگر قیمت انرژی بالاتر تا حدودی رشد اقتصادی سریعتر در خارج از کشور را منعکس کند-که به نظر می رسد در قسمت اخیر-یا اگر تولیدکنندگان انرژی خارجی بخشی از افزایش درآمد خود را برای کالاها و خدمات ایالات متحده صرف کنند ، پس تقاضا برای صادرات ایالات متحده ممکن استقوی تر از آنچه در غیر این صورت بود. با توجه به این و بسیاری از صلاحیت های دیگر ، تخمین معقول این است که افزایش هزینه انرژی وارداتی باعث کاهش رشد در هزینه های کل ایالات متحده و تولید واقعی در سال جاری با چیزی بین نیمی و سه چهارم یک درصد می شود.
در عین حال که قیمت نفت بالاتر رشد اقتصادی را کند می کند ، آنها همچنین فشارهای تورمی ایجاد می کنند. قیمت های بالاتر برای نفت خام ، تنها با تأخیر بسیار کوتاه ، برای افزایش قیمت محصولات نفتی مورد استفاده مصرف کنندگان مانند بنزین و روغن گرمایش عبور می کند. با افزایش قیمت نفت ، افراد ممکن است سعی کنند اشکال دیگر انرژی مانند گاز طبیعی را جایگزین کنند و منجر به افزایش قیمت در این گزینه ها نیز شود. افزایش هزینه های انرژی با خانواده ها ، البته افزایش هزینه زندگی یا تورم را نشان می دهد. این اثر مستقیم قیمت انرژی بالاتر بر هزینه زندگی گاهی اوقات اثر دور اول بر تورم نامیده می شود. علاوه بر این ، هزینه های بالاتر انرژی ممکن است اثرات غیرمستقیم بر نرخ تورم داشته باشد-اگر به عنوان مثال ، شرکت ها افزایش هزینه های تولید خود را به صورت قیمت بالاتر مصرف کننده برای کالاها یا خدمات غیر انرژی منتقل می کنند ، یا اگر کارگران به آن پاسخ دهندافزایش هزینه زندگی با خواستار دستمزد بالاتر. این اثرات غیرمستقیم قیمت انرژی بالاتر بر میزان کلی تورم اثرات دور دوم نامیده می شود. میزان تورم کلی هم اثرات دور اول و هم دور دوم را منعکس می کند. اقتصاددانان و سیاستگذاران همچنین به به اصطلاح نرخ تورم اصلی توجه می کنند ، که اثرات مستقیم افزایش قیمت انرژی (و همچنین مواد غذایی) را حذف نمی کند. با از بین بردن اثرات تورم دور اول ، تورم هسته نشانگر مفیدی از اثرات دور دوم افزایش قیمت انرژی است. 13
در گذشته ، به ویژه در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 ، اثرات دور اول و دور دوم قیمت نفت در تورم افزایش می یابد ، زیرا بنگاه ها آزادانه هزینه های افزایش انرژی را به مصرف کنندگان منتقل می کردند و کارگران نسبت به این واکنش نشان دادندافزایش هزینه زندگی با افزایش خواسته های دستمزد آنها. این وضعیت سیاست های پولی را بسیار دشوار کرده است ، زیرا قیمت نفت باعث افزایش نرخ تورم کلی می شود. فدرال رزرو تلاش کرد تا با افزایش شدید مهندسی نرخ بهره ، اثرات تورمی شوک های قیمت نفت را در بر داشته باشد ، اقداماتی که اثر جانبی ناگوار رشد و افزایش بیکاری را به شدت کاهش می دهد ، مانند رکود اقتصادی که در سالهای 1973 و 1981 آغاز شد.
از حدود سال 1980 ، فدرال رزرو و بیشتر بانکهای مرکزی دیگر برای کاهش تورم تلاش کرده اند و در سالهای اخیر تورم در ایالات متحده و سایر کشورهای صنعتی هم پایین و هم پایدار بوده است. یک مزیت مهم این تلاش ها این است که اثر تورم دور دوم افزایش معین در قیمت انرژی بسیار کاهش یافته است (هوکر ، 1999). از آنجا که خانواده ها و صاحبان مشاغل اکنون اطمینان دارند که فدرال رزرو تورم را پایین نگه می دارد ، شرکت ها هم انگیزه کمتری دارند و هم توانایی کمتری برای عبور از افزایش هزینه های انرژی در قالب قیمت های بالاتر دارند و به همین ترتیب کارگران نیاز به نیاز کمتری دارند و ظرفیت کمتری برای تقاضای جبران خسارت دارنددر دستمزدبنابراین ، افزایش قیمت انرژی ، اگرچه آنها به طور موقت تورم کلی را افزایش می دهند ، اما تمایل به اثرات متوسط و گذرا بر تورم هسته دارند. این است که ، در حال حاضر ، اثرات دور دوم نسبتاً اندک به نظر می رسد.
اگرچه مشکلات ناشی از افزایش قیمت نفت کمتر از گذشته است ، اما پیامدهای اقتصادی با این وجود ناخوشایند است ، زیرا قیمت نفت بالاتر هنوز هم تمایل به رشد آهسته تر و تورم بالاتر دارد. پس چگونه باید سیاست پولی واکنش نشان دهد؟متأسفانه ، سیاست پولی نمی تواند اثرات رکود اقتصادی و تورمی افزایش قیمت نفت را همزمان جبران کند. اگر بانک مرکزی در تلاش برای تحریک رشد ، نرخ بهره را پایین بیاورد ، خطر اضافه شدن به فشار تورمی را به خطر می اندازد. اما اگر این نرخ را به اندازه کافی افزایش دهد تا اثر تورمی افزایش قیمت نفت را از بین ببرد ، ممکن است کاهش سرعت رشد اقتصادی را تشدید کند. مطابق با دستورالعمل دوگانه فدرال رزرو برای ارتقاء اشتغال بالا و ثبات قیمت ، سیاست گذاران فدرال رزرو به طور ایده آل به برخی از آنها به اثرات رکود اقتصادی و تورمی افزایش قیمت نفت پاسخ می دهند. از آنجا که این دو عامل تمایل دارند سیاست را در جهت های مخالف بکشند ، با این وجود ، این که آیا سیاست های پولی پس از افزایش قیمت انرژی در نهایت کاهش می یابد یا محکم می شود ، بستگی به این دارد که سیاست گذاران خطرات را که از اشتغال خود درک می کنند و اهداف-ثبات قیمت خود را متعادل می کنند ، تعادل می یابد.
با این حال ، باید یک صلاحیت مهم اضافه شود. تأثیرات نسبتاً اندک قیمت نفت بالاتر بر میزان تورم اساسی که در سالهای اخیر دیده ایم ، نتیجه ای از اعتماد به نفس مردم است که فدرال رزرو تورم را در سطح متوسط حفظ می کند. همانطور که بحث کردم ، انتظار مردم مبنی بر اینکه تورم همچنان پایین خواهد بود ، اثرات دور دوم افزایش قیمت نفت را به حداقل می رساند ، که (در یک حلقه فضیلت) به محدود کردن تأثیر نهایی بر تورم کمک می کند. علاوه بر این ، انتظارات تورم به خوبی هشدار داده شده است که باعث افزایش ثبات تولید و اشتغال می شود. از این رو حفظ اعتماد به نفس مردم در سیاست های خود باید از بالاترین اولویت های بانک مرکزی باشد. 14 به همین دلیل ، من استدلال می کنم که پاسخ فدرال رزرو به اثرات تورمی افزایش قیمت نفت باید تا حدی به نقطه شروع اقتصاد بستگی داشته باشد. اگر تورم اخیراً در قسمت پایین دامنه مطلوب قرار داشته باشد ، و شواهد موجود نشان می دهد که انتظارات تورم نیز به همین ترتیب کم و محکم لنگر است ، در پاسخ به تهدید تورم ناشی از قیمت بالاتر نفت ، فوریت کمتری لازم است. در این حالت ، سیاست های پولی نیازی به سفت شدن ندارد و در پی شوک قیمت روغن می تواند سهولت داشته باشد. با این حال ، اگر تورم نزدیک به سطح بالای دامنه قابل قبول باشد ، و سیاست گذاران خطر قابل توجهی را درک می کنند که تورم و انتظارات تورم ممکن است بیشتر افزایش یابد ، سپس اقدامات قوی تر ، به شکل یک سیاست پولی محکم تر ، ممکن است ضروری باشد. فدرال رزرو در هدایت سیاست خود برای تثبیت انتظارات تورم مردم ، سرمایه گذاری مهمی را در ثبات اقتصادی آینده انجام می دهد.
من با پیوند کوتاه این بحث با سیاست اخیر فدرال رزرو نزدیک می شوم. من به عنوان یک استاد و نویسنده کتاب درسی ، عادت کردم که در مورد تأثیرات یک پدیده خاص مانند افزایش قیمت نفت ، با سایر عوامل برابر باشد. با این حال ، همانطور که سیاست گذاران می دانند ، همه چیز دیگر هرگز برابر نیست. افزایش قیمت نفت در سال جاری در انزوا اتفاق نیفتاد. در کنار افزایش قیمت نفت ، افزایش قیمت کالاهای مهم دیگر مانند فولاد و چوب و همچنین قیمت های وارداتی بالاتر ناشی از کاهش قبلی دلار ، فشار جانبی بر روی تورم را در اوایل سال 2004 ایجاد کرد. در همین حال، گسترش اقتصادی که در اواسط سال 2003 انجام شد ، منجر به رشد شدید تولید شد اما از اوایل سال جاری پیشرفت محدود در ایجاد مشاغل جدید. به عنوان یک عارضه نهایی ، آغاز سال نیز شاهد نرخ بهره سیاست فدرال فدرال ، نرخ صندوق های فدرال ، در سطح تاریخی پایین 1 درصد ، نتیجه تلاش های کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) برای برانگیختن سریعتر رشد بود. و به حداقل رساندن خطرات تورم در سال 2003. در ژانویه ، با تورم کم و بازار کار هنوز ضعیف است ، FOMC نشان داد که این امر در حذف محل اقامت سیاست که با ارزش پایین نرخ صندوق های فدرال وجود دارد ، "بیمار" خواهد بود.
افزایش تورم که در بهار گذشته رخ داده است ، گزینه ای را برای FOMC ایجاد می کند. آیا در مواجهه با این پیشرفت ، کمیته باید "صبور" باقی بماند ، یا باید با تهاجمی تر حرکت کند تا یک تهدید تورم در حال ظهور را برآورده کند؟من استدلال می کنم که پاسخ به درستی به منبع تورم و وضعیت انتظارات تورم بستگی دارد. به طور خاص ، اگر وانت تورم تا حد زیادی ناشی از اقتصاد بیش از حد گرم و در نتیجه افزایش قدرت قیمت گذاری و دستمزد باشد ، یک سیاست تهاجمی تر مناسب خواهد بود. تجزیه و تحلیل FOMC از این وضعیت ، با این حال ، با بیانیه صادر شده پس از جلسه ژوئن به خوبی توصیف شده است. در این بیانیه ، کمیته اظهار داشت که افزایش تورم حداقل تا حدودی به "عوامل گذرا" بوده است-عنوانی که در آن من شامل افزایش قیمت نفت ، قیمت کالاها و قیمت های واردات می شود-و همچنین نشان می دهد"تورم اساسی" به احتمال زیاد پایین خواهد ماند ، که من آن را تفسیر می کنم که می گویم ، با انتظارات تورم میان مدت به خوبی ، اثرات دور دوم به نظر می رسد کوچک است. پیامد این تحلیل این بود که FOMC می تواند "بیمار" بماند. حداقل تا کنون ، به نظر می رسد که تشخیص FOMC صحیح بوده است ، زیرا هر دو عنوان و تورم هسته از سطح بهار گذشته خارج شده است.
با نگاه به جلو ، من مطمئن هستم که کمیته همچنان به تماشای وضعیت نفت با دقت ادامه خواهد داد. با این حال ، انتخاب های سیاست پولی آینده از نزدیک با رفتار قیمت نفت به خودی خود ارتباط نزدیکی نخواهد داشت. در عوض ، آنها به آنچه داده های دریافتی ، به عنوان یک کل گرفته شده ، در مورد چشم انداز تورم و قدرت انبساط بستگی دارند. به طور کلی ، من انتظار دارم که این داده ها نشان دهند که حذف اسکان در سیاست می تواند با سرعت "اندازه گیری شده" پیش برود. با این حال ، مثل همیشه ، مسیر واقعی سیاست به شواهد بستگی دارد ، از جمله ، البته آنچه ما در مورد چگونگی تأثیر قیمت نفت بر اقتصاد می آموزیم.
از آنجا که FOMC گزینه های سیاست خود را ارزیابی می کند ، حفظ اعتماد به نفس عمومی در مورد تعهد فدرال رزرو به ثبات قیمت همچنان ضروری خواهد بود. اگر عموم مردم از این تعهد کاملاً اطمینان نداشته باشند ، FOMC دستیابی به اهداف خود را برای ثبات قیمت و حداکثر اشتغال پایدار در صورت غیرممکن بودن دشوار می داند. به همین دلیل ، من احساسات را در چند اظهارات FOMC اخیر تأیید می کنم که "کمیته به تغییرات در چشم اندازهای اقتصادی در صورت لزوم برای تحقق تعهد خود برای حفظ ثبات قیمت پاسخ خواهد داد."
گراملیچ ، ادوارد م. (2004) .� "شوک های نفتی و سیاست پولی" ، سخنرانی ارائه شده در ناهار اقتصادی سالانه ، بانک مرکزی فدرال رزرو شهر کانزاس ، 16 سپتامبر.
هوکر ، مارک A. (1999) .� "آیا مشخصات نامتقارن و غیرخطی در مقابل تغییر در رژیم ، شوک های نفتی تورمی هستند."بحث مالی و اقتصاد سری 1999-65.� واشنگتن: هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال.
Pindyck ، Robert S. (2001) .� "پویایی محل کالا و بازارهای آینده: یک آغازگر ،" مجله انرژی ، جلد. 22 ، نه. 3 ، صص 1-29.
وینر ، رابرت جی (2002) .� "گوسفند در گرگ" لباس؟ � دلالان و نوسانات قیمت در آینده نفت ، "بررسی سه ماهه اقتصاد و امور مالی ، جلد. 42 ، نه. 2 ، صص 391-400.
پانویسها و منابع
1. اگرچه قیمت بنزین به طور کلی با قیمت نفت خام افزایش می یابد و کاهش می یابد ، در کوتاه مدت پیوند می تواند نسبتاً سست باشد. یکی از دلایلی که قیمت نفت و بنزین در قفل کردن راهپیمایی نمی کند این است که حاشیه هایی که پالایشگاه ها و توزیع کنندگان بنزین می توانند فرمان دهند ، بسته به عواملی مانند در دسترس بودن ظرفیت پالایشگاه ، تغییرات فصلی در تقاضا برای بنزین ، ممکن است با گذشت زمان متفاوت باشد. عدم تعادل منطقه ای در عرضه بنزین. بازگشت به متن
2. قیمت واسطه غرب تگزاس (WTI) اغلب در رسانه ها ذکر می شود ، به همین دلیل من در اینجا از آن به عنوان نمونه استفاده کرده ام. برای قوام ، در باقیمانده صحبت ، وقتی به قیمت نفت مراجعه می کنم منظورم قیمت WTI است. با این حال ، به عنوان یک درجه خاص مطلوب از روغن "سبک ، شیرین" ، WTI با قیمت حق بیمه فرمان می دهد. میانگین قیمت نفت خام وارد شده به ایالات متحده در حال حاضر حدود 40 دلار در هر بشکه است که حدود 15 دلار کمتر از قیمت WTI است. بازگشت به متن
3. من از ویلیام هلکی و چارلز استراچمایر ، از کارمندان هیئت مدیره ، بخاطر کمک های عالی آنها تشکر می کنم. بازگشت به متن
4- معاملات آتی نفت و سایر مشتقات مربوط به نفت در بورس کالای نیویورک (NYMEX) و تبادل بین المللی نفت (IPE) و همچنین پیشخوان معامله می شوند. بازگشت به متن
5- باید تصدیق كنم كه قیمت های آتی نفت در پیش بینی تحولات قیمت نفت ، ركورد كمتر از ستاره ای دارند ، اما آنها احتمالاً بهترین راهنمایی هستند كه ما داریم. Chinn ، LeBlanc و Coibion (2001) دریافتند که نقل قول های آتی پیش بینی کننده های بی طرفانه قیمت های نقطه آینده هستند ، هرچند که موارد بسیار دقیقی نیستند. بازگشت به متن
6. عربستان سعودی و سایر اعضای اوپک ، مانند IEA و بیشتر شرکت کنندگان در بازارهای نفتی ، پیش بینی مصرف ما را در سال جاری پیش بینی نکردند. اوپک در واقع اهداف تولید خود را در سال 2003 و دوباره در اوایل سال 2004 کاهش داد و از این نگرانی مبنی بر اینکه تقاضای ضعیف نفت باعث کاهش قیمت می شود. بازگشت به متن
7. به عنوان مثال ، ما از نمونه های تاریخی از دلالان "در حال" گوشه "بازار می دانیم و منجر به نوسانات قیمت وحشی غیرقانونی توسط اصول می شود. بازگشت به متن
8- علاوه بر کمک به اطمینان از استفاده از نفت در زمان با ارزش اجتماعی ، گمانه زنی ها همچنین خطرات تولید کنندگان و مصرف کنندگان نفت را کاهش می دهد. به عنوان مثال ، یک تولید کننده نفتی که نفت را برای تحویل آینده می فروشد ، امروز قیمت تضمینی دریافت می کند و نیازی به این خطر ندارد که قیمت قبل از تاریخ تحویل نفت به شدت کاهش یابد. بازگشت به متن
9. اندازه گیری مورد استفاده در اینجا موقعیت های آتی طولانی معاملاتی از معامله گران غیر تجاری است (یعنی معامله گران که نیاز مستقیم به محافظت ندارند). این داده ها ، که از کمیسیون معاملات معاملات آتی کالاها در دسترس است ، فعالیت سوداگرانه را کاملاً اندازه گیری نمی کند ، زیرا آنها تمام معاملات مربوط به آینده نفت را پوشش نمی دهند و نه لزوماً دلالان را از سایر بازرگانان متمایز می کنند. بازگشت به متن
10. داده های بازار نفت برای ایالات متحده ، از جمله داده های موجودی ، هفتگی توسط اداره اطلاعات انرژی ، بخشی از وزارت انرژی ایالات متحده منتشر می شود. هر ماه ، آژانس انرژی بین المللی اطلاعات مشابهی را که شامل سی کشور عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است ، منتشر می کند. بازگشت به متن
11. وینر (2002) ادبیات دانشگاهی را بررسی می کند و نتیجه می گیرد که در طولانی مدت ، فعالیت سوداگرانه بر قیمت متوسط نفت تأثیر زیادی نداشته است. تأثیر ظاهراً بر قیمت نفت طوفان های اخیر در خلیج مکزیک ، که منجر به کاهش کوتاه مدت در تولید شد ، شواهد کمی است که قیمت های بالا منعکس کننده تعادل تقاضا و تقاضای محکم به جای احتکار سوداگرانه است. اگر موجودی یا ظرفیت تولید یدکی در دسترس بود ، کمبودهای ایجاد شده توسط طوفان ها می توانست جایگزین شود و اثر قیمت خاموش تر می شد.
یک سوال تا حدودی متفاوت این است که آیا قیمت های آینده نفت حاوی حق بیمه قابل توجهی است. یافته های Chinn ، LeBlanc و Coibion (2001) مبنی بر اینکه قیمت های آتی پیش بینی کننده های بی طرفانه از قیمت های آینده هستند ، بر خلاف یک حق بیمه خطر بزرگ استدلال می کنند. برآوردهای کارکنان هیئت مدیره ، بر اساس روش های Pindyck (2001) ، نشان می دهد که حق بیمه خطر در آینده نفت بیش از 2 دلار حتی در طول سنبله های اخیر در قیمت ها نبود. بازگشت به متن
12. ژاپن ممکن است یک استاندارد غیر منطقی بالا تعیین کند: این منطقه کوچک کشور استفاده از انرژی برای حمل و نقل را کاهش می دهد و اندازه متوسط پایین خانه ها در این جزایر پرجمعیت ، هزینه های گرمایشی و سرمایش را کاهش می دهد. ژاپن همچنین ترکیبی متفاوت از کالاها و خدمات نسبت به ایالات متحده تولید می کند ، ترکیبی که ممکن است با انرژی کمتری داشته باشد. از طرف دیگر ، حتی ژاپن نیز از پتانسیل حفاظت از انرژی فن آوری های موجود ، مانند اتومبیل های هیبریدی استفاده کامل نکرده است. بازگشت به متن
13. همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، با کاهش سرمایه گذاری و ایجاد بخشی از سهام سرمایه غیر اقتصادی برای کار ، ممکن است قیمت انرژی بالاتر نیز ظرفیت تولیدی اقتصاد را کاهش دهد. این کاهش در خروجی بالقوه فشار صعودی اضافی بر میزان تورم ایجاد می کند. بازگشت به متن
14. همانطور که همکار من ادوارد گراملیچ آن را در اظهارات اخیر خود در مورد شوک های قیمت نفت و سیاست های پولی بیان کرد ، "بدترین نتیجه ممکن برای سیاست گذاران پولی است که اجازه دهند تورم از مروارید آن سست شود" (گراملیچ ، 2004). بازگشت به متن
مبانی تجارت فارکس...
ما را در سایت مبانی تجارت فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سحر دولتشاهی
بازدید : 55
تاريخ : جمعه
26 اسفند
1401 ساعت: 20:46