هارون پیرس

ساخت وبلاگ

آرون پیرس مأمور ویژه سرویس مخفی مسئول بخش محافظ ریاست جمهوری (PPD) بود که وظیفه داشت در طول دوره تصدی خود از بسیاری از روسای جمهور محافظت کند.

قبل از و در طول روز اول ، وی در طول مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خود محافظ سناتور دیوید پالمر بود. پیرس همچنان با پالمر ، که در طی روزهای 2 و 3 رئیس جمهور بود ، ادامه داد و حتی پس از آنکه توسط معاون رئیس جمهور جیم پرسکات از بین نرفت ، به پالمر وفادار ماند. در روز چهارم ، پیرس دوباره در جزئیات محافظ در واشنگتن ، D. C بود و به شناسایی قاتل مندی برای رئیس جمهور چارلز لوگان و مشاور جدید وی ، رئیس جمهور پیشین پالمر کمک کرد. هجده ماه بعد ، هارون بانوی اول مارتا لوگان ، رئیس جمهور روسیه یوری سوواروف و آنیا سوواروف را از یک موتورسواری تروریستی نجات داد. وی همچنین در آن روز در پرده برداری از توطئه بین المللی جنایی رئیس جمهور لوگان مؤثر بود.

در روز ششم ، پیرس به طور مرتب با مارتا می گذراند ، اما در روز 7 ، او دیگر با او نبود و در واشنگتن ، D. C ساکن بود. وی توسط بیل بوچانان از او خواسته شد تا اولیویا تیلور را از حمله به پدرش مطلع کند ، که در آننکته ای که او ماند تا به درخواست او از او مراقبت کند. با این حال ، او در قتل جوناس هاجز در عدالت او تأثیر داشت.

فهرست

قبل از روز 1 []

پیرس سالها به عنوان نماینده خدمات مخفی خدمت کرد و در دوره دوم رئیس جمهور ریگان آغاز شد. شناسایی خدمات مخفی وی توسط رابرت اس. کیکر صادر شد.("روز 1: 1:00 صبح 2:00 صبح" ، "روز 2: 3:00 صب ح-4:00 صبح")

پیرس پسری داشت که در نیروی دریایی ایالات متحده خدمت می کرد. او به طور فعال در روز 2 خدمت می کرد و کمی قبل از روز 4 دوباره استفاده کرد.

روز 1 []

در طول روز اول ، تهدیدی در مورد زندگی سناتور دیوید پالمر ، اولین آفریقایی-آمریکایی با شلیک در کاخ سفید کشف شد. پیرس برای محافظت از پالمر مسئولیت جزئیات سرویس مخفی را بر عهده گرفت و حدود ساعت 1:45 صبح به هتل خود رسید تا پالمرز را از این تهدید مطلع کند. او خود را به شری پالمر معرفی کرد ، اما دریافت که سناتور در اتاق خود نیست ، بنابراین به مأمورین اطلاع داده و آنها را به بررسی GPS برای وسایل نقلیه می رساند.("1:00 صبح 2:00 صبح")

پیرس و واحد وی سپس از کارکنان پالمر سؤال کردند و او به شری توضیح داد که این تهدید جدی است. او مجبور شد جلوی ترک کیت پالمر را بگیرد و توضیح داد که این تهدید علیه تمام خانواده صورت گرفته است. بعداً ، پالمر در هتل Rosslyn واقع شد و مأمورین او را به مجموعه آوردند. پس از بازگشت ، پیرس با پالمر کلمه ای برای توضیح جدی بودن تهدید داشت. وی در برنامه خود تغییراتی را پیشنهاد کرد و ابراز تمایل به لغو سخنرانی صبحانه خود کرد ، اما پالمر معتقد بود که این ماندن است.("2:00 صبح تا 3:00 صبح" ، "3:00 صبح تا 4:00 صبح")

پالمر سپس جلسه ای با مورین کینگزلی را در اتاق کنفرانس طبقه 3 هتل ترتیب داد ، بنابراین پیرس قبل از دیدار به صورت خصوصی ، جستجوی او را قبل از دیدار نظارت کرد. بعداً ، اندکی پس از ساعت 6 صبح ، پیرس پالمر را در موتورسواری خود همراهی کرد ، زیرا آنها کیت را از دویدن دور کردند. کیت در ابتدا سعی کرد فرار کند ، و پیرس نماینده خود را برای ورود به او تلاش کرد ، اما پالمر او را مجبور کرد که به تنهایی با پسرش صحبت کند. آنها صحبت کردند و پالمر به هتل بازگشت.("4:00 صبح تا 5:00 صبح" ، "6:00 صبح تا 7:00 صبح")

اندکی پس از ساعت 7 صبح ، پیرس برای سخنرانی صبحانه سناتور در نیروگاه سانتا کلاریتا آماده شد. او در حال افزایش امنیت بود و مردی را که ادعا می کرد عکاس مارتین بلکین است ، پاک کرد. وی هنگام ورود جک بائر در پاسگاه امنیتی به کار خود ادامه داد و هارون قبل از پاکسازی وی ، کیف خود را جستجو کرد. پالمر در راه خود بود و خیلی زود رسید. پیرس سپس با تونی آلمیدا در CTU لس آنجلس تماس گرفت ، که به او گفت که جک بائر به خطر افتاده است و می تواند تهدیدی برای سناتور باشد.

پیرس سعی کرد پالمر را ترغیب کند که ترک کند ، اما پالمر گفت که او زمان چهره را از دست می دهد اما نیاز به سخنرانی خود داشت. پیرس سپس به بقیه عوامل برای یافتن بائر اطلاع داد. آلن هیز به او گفت که بائر مورد توجه قرار گرفته است ، بنابراین پیرس به سمت خود رفت. با این حال قبل از رسیدن به آنجا ، بائر به سلاح هایز رفت و پالمر مجبور شد از ساختمان اسکورت شود.("7:00 صب ح-8:00 صبح")

سناتور سپس توسط پیرس و تیمش وارد ماشین خود شد و وی به برکین گفت که در هنگام استخراج با سناتور بماند. پیرس هنگام بازگشت به هتل وی ، وارد صندلی جلوی لیموزین پالمر شد ، در حالی که فرانک سیمز با بائر برخورد کرد.("8:00 صبح تا 9:00 صبح")

حوالی ساعت 3 بعد از ظهر ، CTU عکس هایی از الکسیس درازن ، جووان میوویچ و میشکو سوبا (سه قاتل صربستان) را به جزئیات امنیتی پالمر ارسال کرد. هارون در حدود 5 گذشته از همه کارمندان خبر داد و عکس ها را به آنها نشان داد و از آنها خواسته بود که به یک نماینده اطلاع دهند که آیا آنها را دیدند. الیزابت نش یکی از آنها را به عنوان دوست پسرش تشخیص داد ، بنابراین وی برای بازجویی به CTU فرستاده شد.("3:00 بعد از ظه ر-4:00 بعد از ظهر")

نش با یک عمل جراحی در اتاق هتل الکسیس دازن موافقت کرد و پیرس هنگام ورود به طبقه دوازدهم از جک و تیم استقبال کرد. پیرس آن روز صبح از معالجه جک با سرویس مخفی عذرخواهی کرد و جک آنها را با نمایندگان نینا مایرز ، آلشایر و جانسون معرفی کرد. پیرس اتاق جک الکسیس را نشان داد و همچنین تمام خروجی های هتل را پوشانده بود.("4:00 بعد از ظه ر-5:00 بعد از ظهر")

روز 2 []

پیرس با قاچاق در تلفن ماهواره ای به رئیس جمهور پالمر وفادار می ماند.("روز 2: 5:00 صب ح-6:00 صبح")

در طول روز 2 ، هارون مسئول واحد خدمات مخفی بود که از رئیس جمهور دیوید پالمر محافظت می کرد. هنگامی که یک بمب هسته ای در صحرای Mojave (که در ابتدا قرار بود در لس آنجلس مستقر شود) خاموش شد ، محافظت از پالمر از هرگونه تهدید احتمالی در اولویت قرار گرفت.

بعداً در همان روز ، رئیس جمهور پالمر از تلافی علیه کشور خاورمیانه که اقدامات موج دوم را تأمین می کرد ، امتناع ورزید ، زیرا جک بائر و میشل دسلر معتقد بودند که شواهدی که ثابت می کند کدام کشورها درگیر هستند ، ساخته شده است. معاون رئیس جمهور جیم پرسکات اصلاحیه 25 را فعال کرد و جایگاه پالمر را به عنوان رئیس جمهور گرفت.

هارون پیرس مسئولیت محافظت از رئیس جمهور پالمر را بر عهده گرفت. وقتی پالمر از او پرسید که آیا می تواند در مورد وقایع روز با پیرس صحبت کند ، پیرس گفت که وی مجاز به صحبت نیست ، اما می تواند گوش کند. با وجود بهترین تلاش خود برای سکوت ، پیرس حرف خود را به پالمر ارائه داد و فهمید که پالمر نباید از دفتر خارج می شد.

هنگامی که پالمر نیاز به برقراری ارتباط با Bauer داشت ، وی از پیرس خواست که یک تلفن ماهواره ای برای او دریافت کند. پیرس هنگام دریافت تلفن ثابت شد که وفادار است ، اما وقتی مایک نوویک فهمید ، پیرس را در بازداشت قرار داد. در حالی که پیرس از اتاق بیرون می آمد ، رئیس جمهور پالمر از وی عذرخواهی کرد که وی را درگیر کرد. مأمور پیرس به او گفت كه او هیچ چیز برای پشیمانی ندارد و به وی به عنوان "رئیس جمهور آقای" خطاب كرد.

هنگامی که ثابت شد شواهد و مدارک مربوط به کشورها ساخته شده است ، رئیس جمهور پالمر به عنوان فرمانده کل بازگردانده شد. پالمر این اتهامات را علیه پیرس کاهش داد ، و گرچه پالمر از استعفا هر یک از کابینت امتناع ورزید ، اما مایک نوویک را شلیک کرد ، زیرا احساس می کرد شخصاً به او خیانت کرده است.

بازی []

در اوایل وقایع روز ، هارون دیده می شد که اولین ارزیابی روانپزشکی دکتر کوین تایسون از دیوید پالمر در حال بهبودی است.

روز 3 []

هارون به کمک و محافظت از رئیس جمهور پالمر ادامه می دهد.("روز 3: 1:00 صبح 2:00 صبح")

در طی وقایعی که در روز 3 اتفاق افتاد ، رئیس جمهور پالمر در لس آنجلس بود و آماده بحث و گفتگو با نامزد ریاست جمهوری جان کیلر شد. با این حال ، این روز بسیار مهم شد که تروریست ها تهدید کردند که ویال های ویروس کوردیلا را در سراسر کشور آزاد می کنند.

در طول روز ، پیرس از رئیس جمهور محافظت کرد و به شری پالمر ترخیص کرد تا پالمر را ببیند. بعداً در همان روز ، استفان ساندرز با بائر تماس گرفت و از وی خواست كه وی را با پالمر در تماس قرار دهد. ساندرز به پالمر گفت که اگر پالمر همکاری کند و خواسته های خود را دنبال کند ، ویال های ویروس را آزاد نمی کند. او به پالمر گفت كه بسته ای در خیابان خواهد داشت.

پیرس برای گرفتن این بسته رفت ، اما او آن را برای هر سلاح های بیولوژیکی ، مواد منفجره یا هرگونه تهدید دیگری که ممکن است در آن قرار داشته باشد اسکن کرده است. پیرس به پالمر گفت که این بسته کاملاً خوب بود و پیرس فاش کرد که در داخل بسته یک تلفن غیر قابل حمل بود. این تلفن برای ارتباطات پالمر و ساندرز استفاده می شود. از جمله چیزهایی که ساندرز خواستار آن بود عبارت "آسمان در حال سقوط" بود که در یک کنفرانس مطبوعاتی ، اجرای رایان چاپل و برای پالمر اطلاعاتی در مورد sylviaimports. com قرار داد.

هنگامی که ویروس در هتل چندلر پلازا آزاد شد و شیوع کمی در سطح شهر رخ داد ، پیرس به پالمر گفت که لس آنجلس دیگر امن نیست و وی نیاز به انتقال به واشنگتن دارد. هنگامی که پالمر گفت که او ترجیح می دهد در لس آنجلس به Rermain بپردازد ، پیرس گفت سرویس مخفی در حال استناد به بخش 32 است و از وی خواست تا رعایت کند. پالمر با پیرس به صورت خصوصی صحبت کرد و به عنوان یک لطف شخصی از او خواسته شد تا او را در لس آنجلس نگه دارد. پیرس با اکراه با شرایط پالمر موافقت کرد و از او برای بقیه روز محافظت کرد.

روز 4 []

پیرس برای آخرین بار با پالمر در کاخ سفید ملاقات می کند.("روز 4: 2:00 صب ح-3:00 صبح")

در طول روز 4 ، پیرس تحت رئیس جمهور جان کیلر خدمت کرد. با این حال ، میچ اندرسون به یک جنگنده خفا دسترسی پیدا کرد و او یک نیروی هوایی را یکی به پایین شلیک کرد. Keeler از این حمله در شرایط بحرانی جان سالم به در برد و پیرس برای خدمت به معاون رئیس جمهور Keeler ، چارلز لوگان ، که به عنوان رئیس جمهور جدید سوگند یاد کرد ، به تفصیل خدمت کرد ، اما وی در تصمیم گیری های مهم در تصمیم گیری های مهم در تصمیم گیری های مهم بود. یکی از نزدیکترین مشاوران لوگان ، مایک نوویک ، پیشنهاد کرد که لوگان بتواند پالمر را به عنوان مشاور معرفی کند. از مأمور پیرس مفتخر شد که دوباره از پالمر محافظت می کند.

هنگامی که CTU مندی را که تونی آلمیدا را گروگان گرفته بود ، دستگیر کرد ، او موافقت کرد که به آنها کمک کند تا حبیب مروان را برای مصونیت کامل ریاست جمهوری پیدا کنند. بیل بوچانان و میشل دسلر به نام لوگان و پالمر تماس گرفتند ، که هر دو موافقت کردند که مندی مصونیت بدهند. با این حال ، مأمور پیرس فاش کرد که مندی همان قاتل بود که در روز 2 سعی در کشتن پالمر داشت. با وجود شرایط ، پالمر تصمیم گرفت که بهتر است مصونیت خود را به دست آورد.

روز 5 []

در روز 5 ، هارون بیش از یک بار به خط آتش پرتاب شد. آموزش و وفاداری بی بدیل در خنثی کردن توطئه گاز عصبی Sentox ضروری بود. وی مسئولیت جزئیات سرویس مخفی را برای حمایت از رئیس جمهور لوگان در لس آنجلس بر عهده داشت. علیرغم ترور دیوید پالمر ، هارون تصمیم گرفت در کنار رئیس جمهور بایستد و از وی محافظت کند.

هنگامی که رئیس جمهور لوگان در حال آماده سازی برای امضای پیمان ضد تروریسم با رئیس جمهور روسیه یوری سوواروف بود ، وی از هارون خواست تا بانوی اول مارتا لوگان را به این کنفرانس بیاورد. هارون به اتاق مارتا رفت ، اما دستیار او ، اویلین مارتین ، به او گفت که هنوز آماده نیست. اویل به هارون گفت که اگر او را تحت فشار قرار دهد ، او را بدتر می کند. هارون سپس تصمیم گرفت در راهرو صبر کند.

سرانجام هارون صبر خود را از دست داد و تهدید کرد که اگر اویل در را باز نکند ، خود را در اتاق مارتا بگذارد. او با استفاده از کلید خود ، وارد اتاق شد و به دنبال بانوی اول بود. وقتی متوجه شد که او در اتاق نیست ، او از اویل پرسید و تهدید کرد که اگر اتفاقی برای او افتاده باشد ، وی مسئولیت پذیر خواهد بود. اویلین اعتراف کرد که مارتا به یکی از اتاق های بایگانی رفت تا نسخه ای از مکالمه بین او و دیوید را بدست آورد. هنگامی که او به آنجا رفت ، هارون مارتا را در حال حفر پرونده ها پیدا کرد. او به او گفت که وقت آن است که ترک شود و او را در بیرون اسکورت کرد. هارون سپس به والت کاممینگز رفت و در مورد حضور مارتا در اتاق های بایگانی که به دنبال متن کتبی بودند ، به او گفت.("روز 5: 9:00 صبح تا 10 صبح")

بعد از اینکه لوگان تصمیم گرفت مارتا را به یک کلینیک توانبخشی در ورمونت بفرستد ، هارون با او رفت تا در خارج از خانه اسکورت کند. هنگامی که لوگان متوجه شد مارتا از پنجره حمام فرار کرده است ، هارون به سرعت به همه مأمورین سرویس مخفی اطلاع داد که به دنبال او باشند. او سپس برای هماهنگی جستجو به بیرون رفت.("روز 5: 11:00 صب ح-12:00 بعد از ظهر")

هارون دریغ می کند که به سایر نمایندگان سرویس مخفی اجازه می دهد مارتا را بگیرند.("روز 5: 12:00 بعد از ظهر 1:00 بعد از ظهر")

هارون و مردانش در اصطبل در جستجوی مارتا بودند. هنگامی که او را مخفی کرد ، او از او خواست تا از او محافظت کند و به او اطمینان داد که کسی در تلاش است تا او را ساکت کند. در این مرحله ، مأمور استیو و یک عامل دیگر برای گرفتن مارتا وارد شدند. اگرچه او از هارون خواست که جلوی آنها را بگیرد ، اما او فقط قدم به کنار گذاشت و اطاعت کرد.

هنگامی که جک بائر برای دیدار با مایک نوویک به عقب نشینی ریاست جمهوری آمد ، لوگان بائر دستگیر شد و نوویک را تحت نظارت نگهبانان قرار داد. وقتی پیرس فهمید که بائر در حال بازداشت است ، از یکی از مردان خود پرسید که چرا بائر در آنجا است ، چرا تحت بازداشت است و چرا در مورد آن مطلع نشده است. مأمور به وی گفت كه آنها از طریق والت كوممینگز دستوراتی را از رئیس جمهور دریافت كرده اند. پیرس تصمیم گرفت خودش را تماشا کند و یاد بگیرد که چرا با نوویک ملاقات کرد.

هنگامی که پیرس برای انتقال جک رفت ، وی در مورد درگیری کاممینگز در فروش گاز عصبی Sentox VX به تروریست ها و ترور پالمر به وی گفت. هارون سپس تصمیم گرفت که بائر را بیرون بکشد و به او در مقابله با کامینگز کمک کند. هارون پس از ارسال یکی از مأمورین خود با حواس پرتی ، بائر را به دفتر لوگان سوق داد. هنگامی که جک شروع به حمله به کامینگز کرد ، لوگان خواستار پیرس شد که این کار را متوقف کند ، اما او به او اطمینان داد که وی این کار را برای محافظت از خود انجام می دهد. بعد از اینکه بائر اطلاعات را از کامینگز خارج کرد ، او و پیرس پیشنهاد کردند که خود را وارد کنند. لوگان امتناع کرد و از پیرس خواست تا والت را از دید خود خارج کند.("روز 5: 12:00 بعد از ظهر 1:00 بعد از ظهر")

هارون تروریست هایی را که به موتورسواری سوواروف حمله کرده اند ، بیرون می آورد.("روز 5: 4:00 بعد از ظه ر-5:00 بعد از ظهر")

هنگامی که مارتا می خواست با سوواروف به فرودگاه سوار شود ، پیرس تصمیم گرفت در جلوی لیموزین سوار شود. مارتا اصرار داشت که لازم نیست ، در حالی که هارون احساس می کرد اگر او برای سوار شدن به آنجا برود ، بهتر است. در طول اتومبیل سواری ، پیرس از مارتا سؤال شد که آیا تغییراتی در مسیر موتورسواری رخ داده است. در پایان سوار شدن ، هارون با بیل بوچانان از CTU لس آنجلس تماس گرفت. او یاد گرفت که تهدیدی احتمالی برای موتورسواری وجود دارد و دستور داده است که آن را چرخانده شود.

مردان ولادیمیر بیرکو متوجه شدند که سرویس مخفی در مورد تهدید احتمالی آموخته است و آنها شروع به حمله به موتورسیکلت کردند. تروریست ها پس از راه اندازی RPG که به لیمو سوواروف رسید ، شروع به کشتن همه مأمورین اطراف کردند. هارون به پایان رسید و بیهوش شد و تروریست ها شروع به تلاش برای ورود به لیمو کردند. هارون سرانجام از خواب بیدار شد و درب ماشین را باز کرد ، سپس اریک و تروریست دیگری را شلیک کرد و مارتا و سوواروف را نجات داد.

مارتا از این حمله متزلزل شد و او به هارون گفت که رئیس جمهور لوگان از این حمله آگاهی دارد و جلوی آن را ندارد. پس از بازگشت به عقب نشینی ، مارتا از اویل خواست تا هارون را برای او بدست آورد. هارون وارد اتاق خود شد و مایک لحظه ای عاطفی بین آنها قطع کرد. هارون به مایک گفت که هیچ اتفاقی نیفتاده است و او به هارون هشدار داد که هیچ اتفاقی بهتر نمی افتد.

بعداً در آن شب ، رئیس جمهور لوگان و معاون رئیس جمهور گاردنر تصمیم گرفتند كه قانون نظامی را در لس آنجلس برانگیخته كنند ، اما آن را برای جلوگیری از دریافت مجوز از كنگره ، آنرا كاهش می نامند. پس از اعلام لوگان ، از راه دور ، هارون با وین پالمر تماس گرفته شد. وین به او گفت که او در حال رفتن به لس آنجلس است و نیاز به دیدن او داشت.

هنگامی که هارون با وین ارتباط خود را از دست داد ، به یکی از همکاران خود اطلاع داد که قصد دارد بیرون برود و سعی کند به دنبال او باشد. سرانجام هارون به یک میدان منتهی شد و به او گفته شد که اسلحه خود را توسط یک مرد مسلح قرار دهد. هارون کشف کرد که این مرد وین است ، زیرا افرادی که برای کریستوفر هندرسون کار می کردند در تلاش بودند او را بکشند. هارون و وین پس از دست زدن به مردان هندرسون ، به عقب نشینی برگشتند.

هارون از وین یاد گرفت که منبعی در داخل کاخ سفید وجود دارد. این منبع به نظر می رسید که اویلین مارتین است که قبل از مرگ وی با داوود در حال تجارت بود. اویل فاش کرد که او شواهدی دارد که اثبات می کند چه کسی در پشت هر اتفاقی که در طول روز افتاده است ، پشت سر می گذارد. اویلین موافقت كرد كه در صورتی كه بتواند به نجات دخترش امی از هندرسون كمك كند ، به وین در افشای این شخص كمك كند.

وین و هارون ضمن آماده شدن برای دیدار با اویلین و جک بائر ، به معاون رئیس جمهور گاردنر رسیدند. گاردنر از دیدن وین شوکه شد و او تسلیت خود را برای از دست دادن وین داد. وی پس از ادعای اینکه دیوید یکی از بزرگترین روسای جمهور بود ، پرسید که چرا وین در اینجا است. هارون فاش کرد که وین از داوود یادداشتی داشت که می خواست به او بدهد ، زیرا هارون و دیوید نزدیک بودند. سپس گاردنر به آنها اجازه داد و بعداً در مورد حضور وین با لوگان صحبت كردند.

در حالی که وین و جک برای کمک به ایولین کار می کردند، آرون در خلوتگاه ماند تا همه چیز را مرتب نگه دارد. وقتی آرون متوجه شد که لوگان حکم بازداشت جک بائر را صادر کرده است، با جک تماس گرفت و پرسید که آیا رئیس جمهور لوگان پشت وقایع آن روز بوده است یا خیر. جک تایید کرد که لوگان مرد پشت مرگ دیوید و فروش سنتوکس بوده است. آرون به جک گفت که هر سازمان مجری قانون به دنبال او خواهد بود و به نوبه خود جک به آرون گفت که مراقب پشت او باشد.

خانم لوگان در نهایت به شوهرش مشکوک شد، زیرا احساس می کرد او چیزی را از او پنهان می کند. او نزد هارون رفت تا در این مورد از او بپرسد و او به او گفت که بیرون با او ملاقات کند. مارتا برای ملاقات با هارون رفت، اما او جایی در چشم نبود. او تلفن همراه او را پیدا کرد و از چارلز در مورد مکان او پرسید. رئیس جمهور لوگان به او گفت که مامور پیرس به واشنگتن منصوب شده است.

پس از کشف حقیقت، آرون توسط رئیس جمهور لوگان اسیر می شود.("روز 5: 4:00 صبح تا 5:00 صبح")

کمی بعد از ساعت 4 صبح، مشخص شد که پیرس زنده است و توسط لوگان در پناهگاه ریاست جمهوری اسیر شده است. لوگان پیشنهاد داد که همه چیز را پشت سر بگذارد و پیرس را مجدداً منصوب کند، اما پیرس نپذیرفت و لوگان را متهم کرد که مایه شرمساری دفترش است. پس از اینکه گرام بائر به لوگان گفت که پیرس تهدید بزرگی خواهد بود، لوگان به جاستین آدامز دستور داد پیرس را بکشد.

در حالی که آدامز در حال آماده شدن برای کشتن هارون بود، مارتا آنها را کشف کرد و به سمت مامور آدامز حرکت کرد. حواس آدامز پرت شد و هارون او را به زمین زد. در نهایت آدامز کنترل اوضاع را به دست گرفت و می خواست آرون را بکشد، اما خانم لوگان اسلحه خود را برداشت و به آدامز شلیک کرد و او را کشت. آرون مامور آدامز را در صندوق عقب ماشین آدامز گذاشت و او از خانم لوگان خواست که مایک نوویک را پیدا کند و در مورد هر اتفاقی که افتاده است به او بگوید.

هنگامی که مایک متوجه شد رئیس جمهور چه مسئولیتی دارد، موافقت کرد که به رساندن هارون به مکانی امن کمک کند. آرون از خانم لوگان خداحافظی کرد و روی صندلی عقب ماشین نشست. در حالی که مایک و آرون در حال آوردن جسد آدام به مزرعه بودند، مایک از جک بائر که به دنبال آرون بود، تماس گرفت. هارون به بائر اطلاع داد که می تواند به مایک اعتماد کند و جک از آنها برای محاکمه کردن لوگان کمک خواست.

هارون به جک اطلاع داد که لوگان در مراسم تشییع جنازه پالمر مداحی می کند و لحظه ای ترک می شود ، بنابراین آنها تصمیم گرفتند خانم لوگان را در برنامه خود وارد کنند. در حالی که مارتا همسر خود را متوقف کرد ، هارون به دسترسی جک به ساختمان سرویس مخفی کمک کرد. با کمک Chloe O'Brian در CTU ، جک توانست یکی از خلبانان را به ساختمان سرویس مخفی برگرداند. جک تصمیم گرفت به عنوان خلبان و هارون برای او آرزوی موفقیت کند.

مأمورین سرویس مخفی پس از سخنرانی پالمر ، لوگان را به بازداشت بردند. اگرچه جک در اعتراف لوگان نتوانست ، این فقط یک انحراف بود ، زیرا مکالمه بین مارتا و چارلز همان چیزی است که وی را در مرگ پالمر و فروش Sentox نشان می داد.

بعد از روز 5 []

پس از وقایع روز 5 ، هارون همچنان با مارتا لوگان نزدیک شد. مارتا برای مقابله با استرس شوهرش وارد یک موسسه شد و هارون اغلب از وی بازدید می کرد. آنها سرانجام یک رابطه عاشقانه را آغاز کردند و با وقایع روز 6 آنها در کنار هم زندگی می کردند.

روز 6 []

حوالی ساعت 6:22 بعد از ظهر ، هارون با میوه از مل به خانه رسید. هارون از مارتا ، که در حال خواندن کتاب بود ، استقبال کرد. وقتی مارتا شروع به عاطفی کرد ، یک تماس تلفنی دریافت کرد و از هارون خواست تا آن را بدست آورد. هارون وقتی فهمید که رئیس جمهور پیشین چارلز لوگان است ، شوکه شد. هنگامی که هارون تلفن را به مارتا تحویل داد ، او به سرعت از صحبت با او خودداری کرد و هارون با چارلز صحبت کرد.

چارلز ادعا كرد كه مارتا می تواند در یك وضعیت بین المللی كمك كند و با سوواروفس برخورد كند. هنگامی که مارتا از دیدار با چارلز امتناع ورزید ، هارون موافقت کرد که مارتا را متقاعد کند که به او اجازه دهد بیاید. هنگامی که چارلز به خانه مارتا رسید ، هارون از لرزیدن دست چارلز خودداری کرد و او را به مارتا هدایت کرد. مارتا خودش را در اتاق خواب خود قفل کرد ، اما هارون توانست او را متقاعد کند که بیرون بیاید و با لوگان صحبت کند.

لوگان فاش کرد که کنسول آناتولی مارکوف به انفجار هسته ای که در اوایل روز در والنسیا رخ داده است متصل شده است. تنها راه رسیدن به ماركوف بدون شروع جنگ با روسیه ، این بود كه اگر رئیس جمهور یوری سوواروف با CTU لس آنجلس همکاری كند. مارتا موافقت کرد که در مورد آن با آنیا سوواروف صحبت کند ، اما او در روسیه سخنرانی می کرد. هنگامی که هارون پیشنهاد کرد که لوگان منتظر بماند ، چارلز تصمیم به ماندن گرفت و همین امر باعث شد که مارتا عمل کند.

وقتی مارتا چاقو را به آشپزخانه می آورد ، چارلز را در شانه چاقو زد. هارون خواستار یک پزشک به عنوان عامل شوارتا بود که مارتا را در بازداشت قرار داد. هنگامی که CTU با آنیا در تماس بود ، هارون از مارتا پرسید که آیا او به اندازه کافی پایدار است که صحبت کند. مارتا اصرار داشت که او در مورد اوضاع کنسولگری روسیه با آنیا صحبت کرده است. هنگامی که مارکوف از ورود خود خودداری کرد ، سوواروف حمله به کنسولگری خود را مجاز کرد.

بعد از روز 6 []

هارون چهار سال قبل از روز 7 از وظیفه فعال بازنشسته شد. مارتا و هارون مدتی قبل از روز 7 از هم جدا شدند و به دلایلی که هارون مایل به بحث نیست. او به واشنگتن ، D. C نقل مکان کرد ..

روز 7 []

بیل بوچانان از هارون پیرس خواست تا دختر فرسوده رئیس جمهور ، اولیویا تیلور را انتخاب کند و او را به بیمارستان منتقل کند که پدرش تحت عمل جراحی قرار گرفت. اولیویا از آنجا که در میانه جلسه تجاری با آرتور کار بود ، تمایلی به ترک نداشت. او همچنین متوجه شد که نشان هارون گفت که او بازنشسته شده است و به او اشاره کرد. با این حال ، هارون اصرار داشت و پس از ترک کار ، او به او توضیح داد که پدرش در سینه تیراندازی شده است و او در بیمارستان است. بیل بعداً هارون را هدایت کرد تا اولیویا را به کاخ سفید ببرد.

در حالی که در کاخ سفید بود ، اولیویا بی تاب شد و گفت که می خواهد پدرش را ببیند. هارون به او گفت که فعلاً باید در آنجا بماند. هنگامی که بنیامین جاما به کاخ سفید حمله کرد ، هارون از اولیویا محافظت کرد. در حالی که همه افراد دیگر توسط جمما گروگان می شدند ، هارون و اولیویا در تلاش بودند تا دیگران را در خارج از کاخ سفید هشدار دهند که جمما رئیس جمهور آلیسون تیلور را ندارد. مردان جاما به زودی آنها را پیدا کردند. همانطور که اولیویا و هارون در یک راهرو پایین حرکت کردند ، او در شانه شلیک شد اما هنوز هم موفق به کشتن مردان Juma شد. وی سپس اولیویا را وادار كرد كه به پنجره برسد و قبل از رسیدن تعداد بیشتری از نگهبانان سیگنال را ارسال كند. او کد مورس را روی دست خود نوشت و او را فرستاد. با این حال ، سرباز Udo و Juma آنها را پیدا کردند و آنها را با گروگان های دیگر آوردند.

هنگامی که بیل بوچانان خود را برای ایجاد حواس پرتی فدا کرد ، جک برای محافظت از رئیس جمهور به هارون فریاد زد. هارون به سمت او دوید و او و اولیویا را ایمن کرد و آنها را از راه آسیب دید. پس از سرویس مخفی و FBI کاخ سفید را پاک کرد ، وی توسط کادر پزشکی گرایش پیدا کرد. اولیویا از او برای نجات جان خود تشکر کرد و از او پرسید که چرا بازنشسته شده است. وقتی از او پرسید که آیا این ارتباطی با آنچه در مارتا لوگان اتفاق افتاده است ، او از صحبت در مورد آن خودداری کرد. او هنوز هم از او تشکر کرد و به او گفت که می تواند به عنوان "هارون" (به جای "عامل پیرس") به او خطاب کند.("روز 7: 8:00 بعد از ظه ر-9:00 بعد از ظهر")

چند ساعت بعد ، اولیویا ، رئیس ستاد موقت تازه منصوب ، هارون را دید که به تازگی ارسال اظهارات خود را در مورد آنچه در کاخ سفید اتفاق افتاده است ، به پایان رسانده است. او از او پرسید که آیا می تواند او را به عنوان رئیس امنیت خود بازگرداند ، زیرا می تواند به او اعتماد کند. او در ابتدا رد شد ، اما سرانجام پیشنهاد او را پذیرفت. کمی بعد از نیمه شب ، اولیویا از هارون خواست تا او را به هتل روزولت قاره سوار کند و در آنجا با کسی ملاقات کند و به هارون گفت که این خبرنگار کن دلئو است. با نزدیک شدن به اتاق ، هارون به او گفت که او باید اتاق را چک کند ، اما او حاضر نشد به او اجازه دهد این کار را انجام دهد. او اصرار داشت ، اما او او را آرام کرد و به او گفت که در بیرون صبر کنید. حدود نیم ساعت بعد ، او بیرون آمد و از مادرش تماس گرفت که به او گفت که به کاخ سفید برگردد. به نظر می رسید هنگام ترک ساختمان با اولیویا از اقدامات خود مشکوک است.

هارون پس از اینکه به او پیشنهاد می کند جوناس هاجز را بکشد ، از اولیویا شوکه می شود.("روز 7: 3:00 صب ح-4:00 صبح")

بعد از ساعت 3 صبح ، هارون به الیویا رفت و از او درباره سندی که رئیس جمهور از او خواسته بود تهیه کند ، پرسید. اولیویا با عصبانیت از تصمیم مادرش ، به هارون فاش کرد که این سند عفو ریاست جمهوری برای جوناس هاجز است. هارون سعی کرد تا او را آرام کند و به او گفت که رئیس جمهور آنچه را که برای محافظت از کشور لازم بود انجام می داد ، اما اولیویا هنوز عصبانی شد زیرا هاجز مسئول مرگ برادرش راجر بود.

حوالی ساعت 4:16 صبح ، هارون مارتین کولی را به دفتر اولیویا هدایت کرد. اگرچه او نمی دانست که اولیویا در حال برنامه ریزی برای کشته شدن هاجز است ، اما او هنوز هم با ترک او به مارتین نگاه کرد. هنگامی که هنری تیلور به کاخ سفید منتقل شد ، برای اطلاع او به دفتر اولیویا رفت. بعداً ، هنگامی که اولیویا در مورد مرگ هاجز فهمید ، او از دفتر بیضی به وضوح پریشان بیرون رفت. هارون به او نزدیک شد و از او پرسید که آیا او خوب است ، و او به او گفت که او است.

او بعداً در حالی که اولیویا با مارتین کولیر ملاقات می کرد ، او را صدا کرد و به او گفت که باید در کاخ سفید باشد. او به او گفت که او از یک اشتباه خارج شده است. وقتی برگشت به او گفت که باید از هر اتفاقی که افتاده بود استراحت کند. او به او گفت که پشیمان است که او فقط ترک کرد ، و گفت که این اتفاق دیگر نخواهد افتاد. هارون موافقت کرد و به او گفت که آیا این اتفاق دوباره رخ داده است ، او باید یک عامل دیگر پیدا کند. وی با مشکوک بودن ، به ایتان کانین زنگ زد و از وی پرسید که آیا ضبط کننده در دفتر سابق خود هنوز کاربردی است یا خیر. ایتان گفت بله ، اما برای دسترسی به آن به اثر انگشت خود نیاز داشت. ایتان پرسید که برای این چیست ، و هارون به او گفت که نمی تواند از طریق تلفن به او بگوید. ایتان گفت که او نیم ساعت در کاخ سفید خواهد بود.

کانین وارد برنامه شد و هارون وی را به دفتر رئیس ستاد هدایت کرد. اولیویا برای یافتن کانین در آنجا بازگشت. پس از عزیمت کانین ، هارون به دلایل ایتان برای حضور در آنجا گنگ بازی کرد. هارون همچنان به عنوان نگهبان بدن شخصی اولیویا خدمت می کرد تا اینکه او و ایتان با ضبط با اولیویا روبرو شدند. هارون از اتاقی که اولیویا در مورد اقدامات خود به هنری و آلیسون تیلور گفت ، محافظت می کرد و هارون شخصاً مسئول ورود اولیویا به بازداشت فدرال بود.

مبانی تجارت فارکس...
ما را در سایت مبانی تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سحر دولتشاهی بازدید : 45 تاريخ : پنجشنبه 25 اسفند 1401 ساعت: 18:03