هنگامی که من با مشتری هایم صحبت می کنم ، دلیل شماره یک که چرا آنها زودتر سرمایه گذاری نکرده اند ، ایمان آنها است که فوق العاده در هنگام بازنشستگی آنها را فراهم می کند. بگذارید کافی باشد که بگوییم فوق العاده برای تأمین سطح اساسی نیازهای انسان طراحی شده است. دولت کار در سال 1992 فوق العاده اجباری را برای فشار آوردن به سیستم رفاه اجتماعی ، نه برای اطمینان از بازنشستگی همه ثروتمند ، معرفی کرد.
برای یافتن اطلاعات بیشتر ، ویدیوی زیر را تماشا کنید.
تصور غلط متداول که در بین مشتری های جوانتر می شنوم این است که هزینه زندگی آنها پس از بازنشستگی به طور قابل توجهی پایین خواهد آمد. آنها معتقدند که بیش از حد ، هر چقدر هم که کوچک باشد ، برای تأمین بودجه بازنشستگی آنها کافی خواهد بود. مردم غالباً بر این باورند که وقتی در دهه 60 خود هستند ، خانه و ماشین خود را پرداخت می کنند. آنها کار نخواهند کرد و بنابراین هزینه های حمل و نقل کاهش می یابد و امیدوارم فرزندان آنها از خانه خارج شوند.
برای هر کس زیر 50 سال ، من از شما خواسته می شود که بروید و با کسی که بالای 60 ساله است صحبت کنید و از آنها بپرسید که اظهارات فوق چقدر درست است. بیایید آن را تجزیه کنیم و حقیقت هزینه های پس از بازنشستگی زندگی را تجزیه و تحلیل کنیم. اولا ، بیایید در مورد خانه ای که پرداخت کرده اید صحبت کنیم. هرکسی که با روستاهای بازنشستگی سر و کار داشته باشد می داند که خانه اولین کسی است که می رود. قبل از عزیمت به دهکده بازنشستگی ، بسیاری از سالمندان مجبور به فروش خانه های خود و استفاده از پول برای پرداخت اوراق می شوند. علاوه بر این ، از آنها انتظار می رود که هزینه ماهانه در حال انجام نیز بپردازند.
ماشین چطور؟خوب اگر در 60 سالگی بازنشسته شوید و 80 سال داشته باشید ، پیشنهاد می کنم حداقل در 20 سال بعد یک ماشین جدید خریداری کنید. مگر اینکه از رانندگی یک بمب قدیمی خوشحال باشید ، ممکن است در هر ثانیه تجزیه شود. سرانجام ، بچه ها ؛در حالی که آنها باید در این مرحله به بیرون حرکت می کردند ، من به جرات می گویم که نوه ها و شاید حتی نوه های بزرگ به دیدار خود بیایند و آنها برای شما هزینه خواهند کرد.
اکنون بیایید یک لیست سریع از هزینه های اضافی سن پیری ایجاد کنیم که ممکن است شما در نظر نگرفته باشید. حق بیمه درمانی بالاتر ، نگهداری از خانه ، کمک های تحرک ، مسافرت ، وراثت برای بچه ها ، هزینه های تشییع جنازه و مراقبت از پرستاری. همانطور که مشاهده می کنید ، هزینه زندگی در بازنشستگی در واقع می تواند در تضاد مستقیم با آنچه بسیاری از مردم معتقدند افزایش یابد.
نکته مشاور: به https://www. moneysmart. gov. au/tools-and-resource/calculators-and-apps/retirement-planner بروید و ماشین حساب بازنشستگی را تکمیل کنید تا دریابید که چقدر نیاز به بازنشستگی دارید.
کمبود درآمد
مانند همه مردم ، آنها معتقدند که به اندازه کافی برای سرمایه گذاری پرداخت نمی شوند. این نمی تواند بیشتر از حقیقت باشد. میزان پولی که باید برای سرمایه گذاری کنار بگذارید ، درصدی از دستمزد شما است و بنابراین بدون توجه به حقوق شما می توان از آن صرفه جویی کرد.
من مشتریانی را در زمینه رفاه داشته ام که به آنها کمک کرده ام تا پول اضافی برای سرمایه گذاری برای سرمایه گذاری کنار بگذارم ، بنابراین اگر آنها بتوانند این کار را انجام دهند ، بنابراین می توانید. نکته اصلی بودجه ، صادقانه و با جدیت و نگه داشتن آن بودجه به همان اندازه سخت است که می توانید.
کمبود وقت
بهانه شماره 1 من برای عدم سرمایه گذاری کمبود وقت است. من از شنیدن این بهانه لذت می برم زیرا هرگز واقعاً اینگونه نیست و بنابراین غلبه بر آن آسان است. شاید این تصور غلط باشد که سرمایه گذاری فعالانه پول زیادی را به خود اختصاص می دهد. این ممکن است باعث شود برخی از افراد احساس کنند که چند دقیقه در روز که مجبور به پس انداز آنها هستند کافی نیست. با این حال ، علاقه فعال به آینده و امور مالی شما می تواند هر سال چند ساعت طول بکشد. برخی از استراتژی های سرمایه گذاری وجود دارد که به شما امکان می دهد ماه ها بدون توجه به آنها به ماه ها بروید و هنگام بازگشت فقط به توجه کمی نیاز دارید.
نکته مشاور: برای غلبه بر این مانع ، بهتر است با یک برنامه ریز مالی بنشینید و در مورد اهداف خود بحث کنید. سپس برنامه ریز قادر به محاسبه زمانی است که شما برای رسیدن به اهداف خود نیاز به سرمایه گذاری دارید.
بی اعتمادی به بازارهای مالی
انسان زمان بسیار دشواری را برای ارزیابی و تفسیر خطر دارد. خودبیای خود باعث می شود بسیاری از ما اعتقاد داشته باشیم که در حالی که ممکن است یک خطر واقعی باشد ، هیچ راهی برای ما اتفاق نمی افتد. بیایید از حملات کوسه به عنوان نمونه استفاده کنیم تا نشان دهیم که چگونه می توان درک خطر را به راحتی کاهش داد. برای بسیاری از ما ، بیزاری ما به وقایع وحشتناک باعث می شود خطر حمله کوسه بسیار بیشتر از آنچه که هست درک کنیم. افراد بیشتری در حالی که شنا می کنند غرق می شوند تا توسط کوسه گاز بگیرند. با این حال ، بیشتر ما از آنچه در آب است ، از خود آب می ترسیم. با این حال ، یک گشت و گذار ممکن است خود را به نمایش بگذارد و معتقد باشد که ، اگرچه حملات کوسه رخ می دهد ، اما هیچ فرصتی برای وقوع آن برای او وجود ندارد. سپس ، پس از گشت و گذار در تمام زندگی ، درک او از خطر به دلیل آشنایی با خطر کاهش می یابد که وقتی زنگ هشدار کوسه در ساحل بلند می شود ، وی بدون مراقبت در جهان به گشت و گذار ادامه می دهد. حال بیایید این تئوری را برای سرمایه گذاری اعمال کنیم: ما داستانهایی از بازنشستگان را می شنویم که همه چیز را در یک سرمایه گذاری از دست داده اند که اشتباه بوده است و ترس ما از نتایج وحشتناک ، درک ما از ریسک را افزایش می دهد. سپس انگشتان پا را در آبهای مالی فرو می کنیم و می یابیم که به همان اندازه که فکر می کردیم ترسناک نیست. بعد از مدتی ، ما به توانایی خود و در ثبات بازار اطمینان می یابیم و بیزاری ما به خطر کاهش می یابد. سرانجام ، ما می توانیم فریبنده شویم ، انتخاب های مالی ضعیفی انجام دهیم ، ضرر کنیم و در نهایت در مورد سرمایه گذاری دوباره محتاط باشیم. اخلاقی این داستان این است که آگاهی از خطر باشد ، نه ریسک پذیر. یک سرمایه گذار هوشمند به طور غیرقانونی خطرات سرمایه گذاری را افزایش می دهد و تصمیم می گیرد که آیا او مایل به پذیرش نوسانات احتمالی خود است یا خیر.
البته ، بی اعتمادی همه به صنعت مالی به دلیل بی اعتمادی به بازارهای مالی نیست. برخی از افراد داستانهای مربوط به سوء رفتار حرفه ای را شنیده اند که باعث می شود آنها نسبت به متخصصانی که در صنعت کار می کنند ، دلهره و بی اعتمادی کنند. در حالی که متخصصان غیر اخلاقی در هر صنعت وجود دارند ، بی اعتمادی ما به متخصصان مالی به دو دلیل تشدید می شود.
اولین دلیل بیزاری ما به وقایع است که نمی توانیم کنترل کنیم. وقتی از مکانیک می شنویم که برای قطعات بیش از حد شارژ کرده است ، یا یک فروشنده خودرو و سابقه وی برای عدم افشای پیش فرض در یک ماشین ، ما بیش از حد نمی ترسیم. این امر به این دلیل است که بسیاری از ما معتقدیم که وقتی یک فروشنده خودرو در تلاش است تا یک لیمو را به ما بفروشد ، می توانیم یک مکانیک بدخیم را پیدا کنیم یا انتخاب کنیم. اما وقتی در مورد سرمایه گذاران می شنویم که به دلیل فروپاشی در بازار وام مسکن فرعی ، پول خود را در تجارت مشتقات از دست می دهند ، وحشت می کنیم. بیشتر ما آنقدر از این مفاهیم می دانیم که پیچیدگی کاملاً ما باعث شک و تردید می شود که ما هرگز قادر خواهیم بود یک معامله مالی بدبختانه را تشخیص دهیم.
دومین دلیل اینکه متخصصان مالی غیر اخلاقی ما را بیش از هر حرفه ای صنعت تر می ترسانند ، به دلیل مقیاس کامل سوء رفتار که در تلویزیون می بینیم است. در حالی که ممکن است یک مکانیک بدخیم یا فروشنده اتومبیل ما را با چند هزار دلار از بین ببرد ، معاملات مالی به سمت میلیون ها نفر است. بنابراین چگونه می توانید خود را در برابر متخصصان مالی غیر اخلاقی محافظت کنید؟خوشبختانه ، تعدادی از علائم داستان وجود دارد که کسی به شما کلاهبرداری می دهد:
آنها راز ثروتمند شدن را به شرکت کنندگان ارائه می دهند.
آنها اطلاعات مبهم را به صورت رایگان ارائه می دهند و باعث می شوند تا مشخصات خود را بپردازید.
آنها خطرات احتمالی سرمایه گذاری را کاهش می دهند یا حتی استراتژی های بدون ریسک را ارائه می دهند.
آنها بلیط های رایگان اختصاصی را برای شرکت در سمینار اول با سمینارهای بعدی که نیاز به هزینه های بسیار بالایی دارند ، ارائه می دهند.
آنها وام هایی را برای تأمین هزینه های سمینارهای سرمایه گذاری و سرمایه گذاری بیشتر ارائه می دهند.
استراتژی ها شرایط شخصی شما را در نظر نمی گیرند.
آنها شما را از جستجوی مشاوره مالی مستقل منصرف می کنند.
آنها از تاکتیک های فروش پر فشار استفاده می کنند و تخفیف های سنگینی را برای ثبت نام در محل ارائه می دهند.
برای محافظت بیشتر خود از متخصصان غیر اخلاقی ؛عاقلانه است که از یک متخصص مالی ثبت شده مشاوره بگیرید. بسیاری از حرفه های مالی دارای یک نهاد حرفه ای هستند که تحت مجموعه ای دقیق از مقررات اخلاقی و آموزشی ثبت نام می کنند. با انتخاب یک حرفه ای که در یک نهاد ایالتی یا ملی ثبت نام کرده است ، می توانید اطمینان حاصل کنید که از کسی که باید به حداقل استاندارد آموزش ، آزمایش دقیق ، انطباق سالانه و ادامه حرفه ای پایبند باشد ، مشاوره دریافت می کنید.
عدم آگاهی
عدم دانش دلیل اصلی عدم سرمایه گذاری بسیاری از مردم است. دنیای پول و دارایی می تواند گیج کننده و دلهره آور باشد. به نظر می رسد بسیاری از والدین و تقریباً همه مؤسسات آموزشی قادر به ارائه چیزهای زیادی در آموزش مالی برای جوان استرالیایی نیستند. در نتیجه ، بیشتر ما بدون درک نیاز یا ارزش سرمایه گذاری ، زندگی را پشت سر می گذاریم. برای کسانی که تمایل به محافظت از آینده خود دارند ، می تواند یک کار قریب به اتفاق باشد که سعی در تشخیص مشاوره مالی معتبر و قابل اعتماد از سودهای سوداگرانه و فروش محصولات مالی داشته باشد.
عدم دانش همچنین می تواند به عنوان عدم اعتقاد به توانایی شما در دستیابی به آزادی مالی بیان شود. وقتی چیزی را نمی فهمیم ، این طبیعت انسانی است که آن را برای ما بسیار پیچیده بدانیم که همیشه تسلط داشته باشیم و بنابراین در کل از آن غفلت می کنیم. هنگامی که با یک کار جدید روبرو شوید ، افکار منفی شروع به خزیدن می کنند مانند "من با پول خوب نیستم" یا "من به اندازه کافی هوشمند نیستم که سرمایه گذاری کنم". این اعتقادات خود محدود کننده را می توان با استفاده مجدد از آنها غلبه کرد. به جای "من با پول خوب نیستم" فکر می کنم "من باید تکنیک های مدیریت پول را یاد بگیرم". این عمل دیدگاه شما را تغییر می دهد. به جای این عقیده خود محدود کننده که نمی توانید پول را مدیریت کنید ، نیاز به یادگیری تکنیک های جدید را مشخص می کنید.
ایده سرمایه گذاری ممکن است در ابتدا دلهره آور به نظر برسد و مفهوم آزادی مالی ممکن است آنقدر نامحسوس به نظر برسد که معتقدید ارزش این را ندارد. با در نظر گرفتن ضعف خود به کمبود دانش و نه عدم توانایی ، می توانید به راحتی موانع خود تحمیل شده خود را برای کشف اینکه آزادی مالی یک امکان واقعی است ، تجزیه کنید.
خواندن این کتاب و بسیاری از آنها به شما کمک می کند تا دانش لازم برای غلبه بر این سد را بدست آورید. کتابهای مربوط به امور مالی شخصی و مدیریت پول اولین و حیاتی ترین گام در جهت بهبود درک شما از سرمایه گذاری است. تا زمانی که خواندن این کتاب را تمام کردید ، باید درک گسترده ای از کلاس های دارایی های مختلف در دسترس شما و برخی دانش اساسی در مورد استراتژی های سرمایه گذاری داشته باشید که می توانید فوراً در سفر خود به سمت آزادی مالی استفاده کنید. علاوه بر این ، تا پایان این کتاب ، باید متوجه شوید که آزادی مالی یک هدف بسیار واقعی و بسیار قابل دستیابی برای همه پرسنل است.
ترس از دست رفتن (FOMO)
من معمولاً می شنوم که مشتری های جوانم می گویند "اگر فردا با اتوبوس برخورد کنم و بمیرم؟همه این سرمایه گذاری برای هیچ چیز نخواهد بود. "که می گویم "اگر با اتوبوس برخورد کنید و زندگی کنید ، چه می کنید؟آیا دوست ندارید امنیت مالی برای پرداخت بهترین درمان پزشکی داشته باشید؟ "اینها معمولاً افراد جوان و مجرد و بدون فرزند هستند و آنها معتقدند که پس انداز برای آینده بی معنی است زیرا آنها نمی دانند آینده ممکن است چه چیزی داشته باشد. آنچه آنها واقعاً نمایش می دهند ، ترس از دست دادن (FOMO) است.
FOMO می تواند از بسیاری جهات خود را نشان دهد ، اما اساساً وقتی کسی می ترسد که پول را برای سرمایه گذاری کنار بگذارد به این معنی است که آنها این پول را برای خرید چیزهایی که امروز می خواهند نخواهند داشت. برای برخی از ما ، ممکن است این یک فکر غیر منطقی باشد. به عنوان کودکان ، به ما آموخته شد که برای خرید لولا یا اسباب بازی باید پول جیب خود را پس انداز کنیم. به نظر می رسد ما با افزایش سن ، این مفهوم را از دست می دهیم. مردم غالباً از خرید همه چیزهایی که به آنها نیاز دارند در اسرع وقت و بدون توجه به آینده ، خود را در بدهی کارت اعتباری پیدا می کنند.
شاید این ترس از گوش دادن به داستانهای فاجعه ناشی شود که همه ما در مورد یکی از دوستانش شنیده ایم که تمام پول خود را در یک "مطمئن" قرار داده و در نهایت از دست دادن همه آن. در حالی که قطعاً خطرات مرتبط با سرمایه گذاری وجود دارد ، ریسک واقعی به هیچ وجه سرمایه گذاری نمی کند. بی تفاوتی مالی امروز یک روش تضمین شده برای از دست دادن چیزهای مهم بعداً در زندگی است.
برای غلبه بر این مانع ، باید با یک مربی بنشینید. مربی شما به شما خواهد گفت که رسیدن به جایی که در آن قرار دارند ، فداکاری زیادی کرده است و آنها مجبور بودند برخی از موارد را از دست دهند زیرا آنها به سمت رویاهای خود کار می کردند. اما آنها همچنین به شما خواهند گفت كه دستیابی به اهداف خود و زندگی در رویاهای خود ارزش فداكاری های نسبتاً كوچك را دارد و از این رو ، آنچه در جوانی برای آنها مهم به نظر می رسید ، به نظر نمی رسد در حال حاضر به همان اندازه مهم باشد.
چه چیزی شما را از سرمایه گذاری تا الان باز دارد؟اگر قبلاً سرمایه گذاری را آغاز کرده اید ، از خود بپرسید: آیا بهانه های فوق شما را از دستیابی به اهداف مالی خود باز می دارد. آیا شما صادقانه با همان فداکاری که دوست دارید سرمایه گذاری می کنید و به اهدافی که برای خودتان تعیین کرده اید ، رسیدگی می کنید؟اگر اینطور نیست ، پس شاید شما هنوز از یکی از ترس های فوق رنج می برید. اکنون وقت بگذارید تا آنچه را که شما را عقب نگه داشته است بنویسید. یا از پنج دلیل برتر در بالا انتخاب کنید یا اگر هیچ یک از آنها برای شما اعمال نمی شود ، عمیق حفر کنید و سعی کنید موانع خود را شناسایی کنید. سپس تصمیم بگیرید و مستند کنید که امروز برای غلبه بر این موانع چه اقداماتی را می توانید انجام دهید.