صعود به بانکداری: رونق در عصر اطلاعات

ساخت وبلاگ

آیا بانک ها راه دایناسور را طی می کنند؟آیا پس انداز و وام گیرندگان برای انجام معاملات و به دست آوردن وام در هزاره جدید ، از آنها دور می شوند؟طی یک دهه گذشته ، سؤالات مربوط به آینده بانکداری ، نشریات تجاری را پر کرده و مباحث مربوط به سیاست های بانکی در مورد کاپیتول هیل و در مقننه های ایالتی حاکم شده است. سودآوری سودآوری ، کاهش سهم بازار و ثبت خرابی های بانکی در دهه 1990 این حدس و گمان را پرستار کرد. با این حال ، داده های اخیر و نظریه بانکی نشان می دهد که این صنعت بسیار زنده و لگد است. در حالی که مشخص است که بانک ها سهم بازار را از دست می دهند و تجارت بانکداری تغییر خواهد کرد ، همچنین شرط اطمینان است که بانک ها همچنان در بازارهای مالی قرن بیست و یکم به ارائه خدمات ارزشمند ادامه می دهند.

علائم زندگی

از دهه 1970 تا اوایل دهه 1990 ، تعدادی از سنجهای سلامت بخش بانکی نشان داد. اول ، درآمد بانکی متحمل شد. به عنوان مثال ، بازده سهام عدالت (ROE) - به عنوان درآمد خالص پیش پرداخت تقسیم شده توسط میانگین سهام - که از 18 درصد در سال 1980 به 10 درصد در سال 1990 تقسیم شده است. در سال 1971 تا 33 درصد در سال 1990. سوم ، شکست های بانکی افزایش یافت. بین سالهای 1980 و 1990 ، 1،205 بانک ایالات متحده در مقایسه با تنها 557 بانک بین سالهای 1935 تا 1979 شکست خوردند. چهارم ، تعداد بانکهای تجاری و شرکتهای اعتماد از 14435 در سال 1980 به 12342 در سال 1990 کاهش یافت - 14 درصد کاهش 1 درصدی . 1

با این حال ، بررسی دقیق داده های اخیر نشان می دهد که مشکلات دهه 1980 ممکن است گذرا یا حتی توهم بوده باشد. برای مبتدیان ، سود بانکی در اواخر دهه 1980 شروع به پیشرفت کرد و به سطح رکورد در سال 1994 رسید. همچنین ، سهم بانک ها از دارایی های موجود توسط همه واسطه ها ثابت شده است که یک شاخص گمراه کننده از کل فعالیت های بانکی است زیرا نمی تواند برگه خارج از تعادل را شامل شود (OBS) وام بانکی و ایالات متحده توسط بانکهای خارجی ، که هر دو در سالهای اخیر منفجر شده اند (به نمودار 1 مراجعه کنید).

سهم بانک ها از کل دارایی های موجود توسط واسطه های مالی

banks share of total assets

توجه: عدم تعدیل وام های بانکی خارج از تعادل و وام های بانکی خارجی نشانگر کاهش مداوم درصد کل دارایی های موسسه مالی است که توسط بانک های تجاری نگهداری می شود. تنظیم چنین فعالیتی به طور قابل توجهی روند نزولی را کاهش می دهد.

منبع: اقتباس از Boyd و Getlier (1994).

مشاهده بانکی درآمد ایجاد می کند ، اما لزوماً دارایی ها و بدهی های مربوط به کتاب های یک بانک نیست. یک مثال تعهدات وام است که به شرکتها حق وام گرفتن از یک بانک را می دهد و فقط در صورت استفاده از حق وام در ترازنامه بانک ظاهر می شود. در ترازنامه نیز ظاهر نشود. در دهه 1980 ، مشاهده بانکی برای بانکها ، به ویژه بانکهای بزرگ منطقه ای و پول ، به عنوان ابزاری برای مدیریت نرخ بهره و ریسک های اعتباری و همچنین منابع درآمد اضافی و نهایی در مورد نیازهای سرمایه جذاب شد. Obsing Banking همچنین برای خط پایین صنعت مفید بوده است (به نمودار 2 مراجعه کنید).

درآمد غیر علاقه به عنوان بخشی از کل درآمد

noninterest income

تجزیه درآمد غیر علاقه بانک ها - SEPT. 30 ، 1995

بانک ها توسط دسته دارایی هزینه خدمات به عنوان درصد به کل درآمد غیر علاقه سایر درآمد غیر علاقه به عنوان درصدی از کل درآمد غیر علاقه
  44. 6 55. 4
100 میلیون دلار-1 میلیارد دلار 34. 0 66. 0
>1 میلیارد دلار 17. 8 82. 2
همه بانک ها 20. 6 79. 4

توجه: افزایش درآمد غیر علاقه به عنوان درصدی از درآمد کل بانک ، اهمیت روزافزون بانکداری در دهه گذشته را نشان می دهد. درآمد غیر علاقه شامل تمام درآمدی است که از درآمد دارایی مانند وام و اوراق بهادار سرمایه گذاری حاصل نشده است. بین سالهای 1984 و سپتامبر 1995 ، درآمد غیر علاقه از 10 درصد به 21 درصد از کل درآمد بانک افزایش یافته است. شکستن درآمد غیر علاقه به قطعات مؤلفه خود - درآمد حاصل از هزینه خدمات در حساب های سپرده گذاری و درآمد "همه دیگر" این روند را تأیید می کند. دسته "همه دیگر" درآمد حاصل از بانکداری را به دست می آورد و بر درآمد کل غیر علاقه ، به ویژه در بانکهای بزرگتر ایالات متحده حاکم است. از سال 1984 تا سه ماهه سوم سال 1995 ، این مؤلفه کل درآمد از 7 درصد به 17 درصد افزایش یافت.

منبع: گزارش های FFIEC از شرط و درآمد بانکهای تجاری بیمه شده ، 1984-1995.

در همان زمان که بانک های آمریکایی در حال پیگیری بانکداری بودند ، بانک های خارجی با موفقیت مشتریان وام ایالات متحده را جلب کردند. در سال 1983 ، وام های بانکهای خارجی فقط 19 درصد از وام های تجاری و صنعتی ایالات متحده (C& I) را تشکیل می داد. تا سال 1991 ، این وام ها به 45 درصد افزایش یافته بود. این پرش هر دو از هزینه ای از مزیت سرمایه که به بانک های خارجی اجازه می داد بانک های ایالات متحده را به وام و همچنین توانایی برتر در ارائه خدمات بین المللی بانکی بپردازند ، نتیجه گرفت. اگرچه بانک های خارجی سهم بازار را در دهه 1990 با نرخی که در دهه 1980 انجام دادند ، از بین نرفتند ، اما نفوذ کلی بازار وام C& I ایالات متحده همچنان زیاد است. در واقع ، سهم بازار خارجی طی چند سال گذشته بیش از 45 درصد معلق بوده است . 3

پس از آن ، تعدیل بانکداری و وام توسط بانکهای خارجی ، بیشتر سهم کاهش یافته دارایی های واسطه مالی را که توسط بانک ها نگهداری می شود ، از بین می برد. این اقدام از جمله بانکداری مشاهده و وام ایالات متحده توسط بانکهای خارجی - طی یک دهه گذشته افزایش یافته است ، و این نشان می دهد که بانکداری برای اقتصاد بیشتر و کمتر مهم می شود.

مطالعاتی که بر سایر اقدامات سلامت بانکی-مانند ارزش افزوده و بازده بورس سهام متمرکز است-همچنین با این تصور که بانکداری در آستانه منقرض شدن است ، مقابله می کند. ارزشی که بخش بانکی به اقتصاد می افزاید ، می تواند با تفاوت بین ارزش ورودی های بانکی و خروجی های بانکی اندازه گیری شود. این اقدام به دور از نزول ، هیچ روند رو به پایین در سهم بانکداری از واسطه گری کل را نشان نمی دهد. در واقع ، ارزش افزوده به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی-اندازه گیری اهمیت بانکداری برای اقتصاد کلی-در واقع از 1. 9 درصد در سال 1938 به 4 درصد در سال 1989 افزایش یافت.

بازار سهام داستانی مشابه را بیان می کند. اگر بانکداری یک صنعت رو به زوال بود ، انتظار می رود سهام شرکت های هلدینگ بانکی سایر سهام را بر اساس تنظیم ریسک تحت فشار قرار دهد. با این حال ، بین سالهای 1986 و 1992 ، سهام شرکت های هلدینگ بانکی که به طور متفاوتی با سایر سهام انجام می شود . 6 از این رو ، هیچ دلیلی برای انتظار سرمایه برای خروج از بخش بانکی وجود ندارد.

به طور خلاصه ، شواهد به طور قطعی به پایان بانکداری همانطور که می دانیم اشاره نمی کند. در مقابل ، سودآوری بانکی دوباره به اقدامات تعدیل شده از سهم دارایی های بانکی که توسط واسطه های مالی نگهداری می شود ، پایدار بوده است ، سنج هایی از اهمیت بانکی برای اقتصاد بالا رفته است ، نه کاهش یافته است ، و سهام بانکی بازده کافی برای خوشحال کردن سرمایه گذاران به دست آورده است. در مجموع ، این نشان می دهد که تعداد رکورد نارسایی های بانکی و کاهش سکولار در تعداد بانک ها در دهه 1980 نمایانگر آخرین گازهای بانکی نیست ، بلکه تأثیر شوک های اقتصادی منطقه ای و بازسازی در صنعت خدمات مالی است. یک کل

با این حال ، این شواهد سرنخ های زیادی در مورد چشم انداز آینده برای بانکداری ارائه نمی دهد زیرا به نظر می رسد عقب مانده است. به عبارت دیگر ، شواهد فقط آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده است نشان می دهد و فقط در صورت ادامه روند گذشته ، راهنمای آینده را ارائه می دهد. برای فهمیدن چه چیزی در پیشبرد بانکداری در قرن بیست و یکم ، منطقی است که به جایگاهی که در گذشته حک شده است نگاه کنیم. یعنی برای شناسایی خدمات ویژه بانکها در بازارهای مالی و حدس و گمان در مورد میزان ارائه این خدمات در آینده بانک ها.

یک نژاد از هم جدا

در بازارهای مالی مدرن ، بانک ها با کاهش هزینه های معامله ، این هزینه خرید و فروش ابزارهای مالی مانند سهام و اوراق بهادار هستند. آنها شامل هزینه های جستجو و هزینه های مذاکره هستند. هزینه های جستجو هزینه های صرفه جویی در وام های سودآور یا فرصت های سرمایه گذاری و هزینه های وام گیرندگان برای یافتن خانوارها یا بنگاه های دارای پول برای وام است. هزینه های مذاکره شامل هزینه های دست و پنجه نرم در مورد شرایطی مانند نرخ بهره ، اندازه وام یا بلوغ وام است. به عنوان واسطه ها ، بانک ها با جمع کردن پس انداز و وام گیرندگان پول می گیرند و از این طریق هزینه های جستجو و مذاکره را برای هر دو طرف کاهش می دهند.

بانک ها همچنین با کاهش هزینه های اطلاعاتی در رابطه با انتقال وجوه از پس انداز به وام گیرندگان ، سود کسب می کنند. 7 منبع چنین هزینه های اطلاعاتی خطر اخلاقی است که به مشکلات مربوط به نظارت بر افراد در موقعیت ها برای استفاده از اشخاص ثالث اشاره دارد. تعدادی از بازارها - به ویژه بیمه - مشکلات خطرناک اخلاقی را دارند. به عنوان مثال ، یک شرکت بیمه می تواند بدون در نظر گرفتن ارزش کالاهای سرقت شده ، 100 درصد از ضررهای خود را از سرقت ، برای 100 درصد ضررهای خود در اثر سرقت جبران کند. در این حالت ، مشتری هیچ انگیزه ای برای محافظت در برابر سرقت نخواهد داشت. در واقع ، او حتی ممکن است تصمیم بگیرد که دارایی خود را "دزدی" کند. به عنوان مثال ، نظارت بر ادعاهای بیمه املاک بی شمار برای کاهش کلاهبرداری ، به سرعت سود را افزایش می دهد ، به همین دلیل شرکت های بیمه اصرار دارند که بر ادعاهای سرقت کسر کنند.

خطر اخلاقی در وام وجود دارد زیرا فقط وام گیرندگان نتایج پروژه های سرمایه گذاری را می دانند. به عنوان مثال ، پس از دریافت بودجه از پس انداز ، وام گیرنده می تواند با ادعای دروغین مبنی بر اینکه این پروژه پول خود را از دست داده است ، به وام بپردازد. برای جلوگیری از چنین دوگانگی ، پس اندازان برای نظارت بر نتایج واقعی پروژه مجبور به انجام منابع اضافی هستند - باری که احتمالاً برای آنها جذاب نیست. بانک ها با وام دادن به سپرده های خود به وام گیرندگان و سپس نظارت بر عملکرد وام یا سرمایه گذاری برای آنها ، هزینه های خطر اخلاقی را کاهش می دهند. بر خلاف یک نجات دهنده معین ، بانک ها به دلیل سهم زیاد در وام گیرنده هایی که به آنها وام می دهند ، انگیزه های محکمی برای نظارت بر این سرمایه گذاری ها دارند. علاوه بر این ، با خدمت به عنوان مانیتور تفویض شده ، بانک ها همچنین هزینه های نظارت بر اقتصاد را کاهش می دهند.

بانک ها به دلیل اقتصاد دامنه ای که در وام های نوشتاری و ارائه حساب های چک و مزایای هزینه ای که از روابط وام قبلی از آن برخوردار هستند ، در موقعیت ایده آل قرار دارند. اقتصاد دامنه در صورتی وجود دارد که هزینه ارائه دو سرویس پایین تر از هزینه ارائه هر سرویس به طور جداگانه باشد. به عنوان مثال ، در بانکداری ، رسیدگی به حساب چک یک شرکت اطلاعات مالی را به دست می آورد که هزینه های مبدا و نظارت بر وام ها را کاهش می دهد ، به خصوص اگر شرکت کوچک باشد و فقط یک حساب چک داشته باشد. سابقه طولانی بانکها به عنوان وام دهندگان به آنها مزیتی نسبت به سایر واسطه هایی می دهد که روابط مشتری را برقرار نکرده اند.

یکی دیگر از مشکلات پرهزینه اطلاعاتی که بانک ها در حل آن مهارت دارند ، انتخاب نامطلوب است ، که زمانی اتفاق می افتد که یک طرف در یک معامله در ارزیابی کیفیت محصول مشکل داشته باشد. در نتیجه ، معامله یا تجزیه می شود یا با شرایط نامطلوب صورت می گیرد. یک مثال خوب از اتومبیل استفاده می شود. فروشندگان کیفیت و از این رو ارزش خودروهای ارائه شده را می دانند ، اما خریداران فقط می توانند حدس بزنند. در نتیجه ، یک ماشین استفاده شده اغلب در زیر ارزش واقعی خود ("تخفیف لیمو" نامیده می شود) در صورتی که ماشین از کیفیت پایین برخوردار باشد. اگر تخفیف به اندازه کافی بزرگ باشد ، بازار به هم می ریزد زیرا فروشندگان اتومبیل های با کیفیت بالا نمی خواهند با چنین قیمت پایین معامله کنند.

در بازارهای مالی ، مشکلات انتخاب نامطلوب در تلاش برای پس اندازهای شخصی برای به دست آوردن نقدینگی بالا و بازده زیاد از سرمایه گذاری تداخل دارد. افراد به طور کلی دوست دارند مقداری پول نقد برای موارد اضطراری داشته باشند. با این حال ، از آنجا که پول نقد سود خود را پرداخت نمی کند ، آنها باید با نقدینگی شرکت کنند و برای به دست آوردن بازده مثبت ، در دارایی های مالی واقعی سرمایه گذاری کنند. فرض کنید ، با این حال ، یک شرکت بیمه می تواند احتمال اینکه فرد خود را از پول نقد آماده پیدا کند ، ارزیابی کند. در این صورت ، بیمه گذار می تواند بیمه "نقدینگی" را ارائه دهد. یعنی می تواند سیاستی را بنویسد که اگر برخی از اتفاقات پیش بینی نشده ، نقدینگی را از بین ببرد ، نقدینگی را ارائه می دهد. این امر باعث می شود بازده بالایی از دارایی های مالی واقعی ، بدون نگرانی از کوتاه شدن پول نقد ، بازده بالایی را به شما بدهد. متأسفانه ، با این حال ، فقط یک فرد احتمال ابتلا به کمبود نقدی را می داند و این امر را برای یک شرکت بیمه برای مرتب کردن خطرات خوب و بد غیرممکن می کند. از این رو ، مشکل انتخاب نامطلوب.

بانک ها با ارائه سپرده های معامله ای که بسیار نقدینگی هستند ، مشکل را حل می کنند. به نوبه خود ، آنها روی دارایی های غیرقانونی مانند وام سرمایه گذاری می کنند که بازده بالایی را ارائه می دهند. بانک ها همچنین برای تأمین نیازهای معمول برداشت ، پول زیادی را در دست دارند. آنچه در نظر گرفته می شود ، به برداشت های گذشته در نظر گرفته شده است. 8 پس اندازان ، سپرده های بانکی را جذاب تر از سایر دارایی های نقدینگی می دانند زیرا بانک ها می توانند برخی از بازده های بالاتر را از دارایی های غیرقانونی به شکل خدمات بیشتر یا بهره بالاتر عبور دهند.

انتخاب نامطلوب همچنین با صدور مستقیم اوراق بهادار برای بنگاهها گران تر می شود زیرا بازار سرمایه در تمایز بنگاه هایی با چشم انداز خوب از طرف افراد دارای چشم انداز ضعیف مشکل دارد. مدیران بنگاهها دارای اطلاعاتی هستند که نمی توانند به طور معتبر به بازار ابلاغ شوند. به عبارت دیگر ، هر مدیر انگیزه ای برای افتخار به چشم اندازهای آینده گلگون دارد ، حتی اگر چنین افتخارآفرینی غیر واقعی باشد. از آنجا که این تشویقی همه بنگاه ها را لکه دار می کند ، کسانی که چشم انداز خوبی دارند ، سهام خود را کم ارزش می دانند.

بانک ها از طریق تصمیمات وام خود به حل این مشکل کم ارزش کمک می کنند. به عنوان مثال ، تحقیقات نشان می دهد که وقتی بازار می آموزد که یک بانک وام را به آن شرکت تجدید کرده است ، قیمت سهام یک شرکت افزایش می یابد. اگر یک بانک مایل به تمدید وام باشد ، چشم انداز شرکت باید خوب باشد. این که بازار تجدید وام را به عنوان خبر خوب درک می کند ، دلالت بر این دارد که بانک ها اطلاعات ارزشمندی را جمع آوری می کنند - اطلاعاتی که حتی تحلیلگران امنیتی نمی توانند از آن استفاده کنند - در مورد چشم انداز یک شرکت در طول یک رابطه بانکی عادی. این اطلاعات بانک ها را قادر می سازد تا کیفیت یک شرکت را در بازارهای مالی تأیید کنند ، و این امر باعث می شود تا شرکت ها بدهی و حقوق صاحبان سهام را برای شرکت ها آسان تر کنند (به تصویر زیر مراجعه کنید).

تصمیم گیری تصمیم گیری

بانک ها با کاهش هزینه های معامله و اطلاعات سود کسب می کنند. در نتیجه ، پیش بینی آینده بانکی شامل ارزیابی میزان کاهش این هزینه ها در بازارهای مالی قرن بیست و یکم است. چنین ارزیابی نشان می دهد که بانک ها احتمالاً سهم بازار را در آینده از دست می دهند. به عنوان مثال ، حتی اکنون ، بانک ها تنها واسطه های مالی نیستند که هزینه های معامله برای وام گیرندگان و پس انداز را کاهش می دهد. شرکت های کارگزاری و صندوق های متقابل خدمات مشابهی را ارائه می دهند. علاوه بر این ، اصلاحات نظارتی ممکن است نقش بخش بانکی را در انتقال وجوه از پس انداز به وام گیرندگان از بین ببرد. پیشرفت های آینده در ارتباطات و فناوری نیز بدون شک موقعیت رقابتی بانکداری را با کاهش چشمگیر هزینه های صدور مستقیم اوراق بهادار تهدید می کند.

بانک ها نه نقش مانیتور تفویض شده را انحصار نمی دهند. سایر واسطه ها - مانند صندوق های بازنشستگی ، بیمه عمر ، شرکت های دارایی و کارگزاری - می توانند هزینه های حاوی خطر اخلاقی در وام را کاهش دهند. اگرچه اکنون بانک ها به دلیل سابقه خود به عنوان وام دهندگان ، به عنوان مانیتورهای تفویض شده دارای حاشیه ای هستند ، اما به احتمال زیاد آنها اضافه کاری را از دست می دهند زیرا واسطه های رقیب روابط مشتری را ایجاد می کنند.

نقش بانکها به عنوان ارائه دهندگان بیمه نقدینگی نیز تهدید می شود. هر واسطه ای که درآمد حاصل از سپرده های معامله را در یک نمونه کارها حاوی دارایی های غیرقانونی و مایع سرمایه گذاری کند ، می تواند به راحتی همان عملکرد را انجام دهد. به عنوان مثال ، حساب های مدیریت نقدی مریل لینچ مستقیماً با سپرده های معامله بانکی رقابت می کنند. اگرچه دسترسی بانکها به بیمه سپرده ها به آنها می دهد تا در بازار سپرده ها ، اصلاح قانون شیشه استاگال-قانونی که دارای دیوارهای بین بانکداری تجاری و سرمایه گذاری است-می تواند بیمه سپرده را در دسترس سایر واسطه ها قرار دهد. این امر باعث می شود واسطه های غیر بانکی بتوانند در بازار سپرده های معاملات بیشتر وارد بازار شوند.

در حقیقت ، تنها عرصه ای که ممکن است بانک ها همچنان از مزیت روشنی برخوردار باشند ، وام به بنگاه های کوچک است. اقتصادهای اطلاعاتی دامنه بین چک و وام همچنان به بانک ها می پردازد که به منزله و نظارت بر وام برای شرکت های کوچک به اندازه کافی کوچک می شود که فقط برای خدمات چک خود فقط به یک بانک نیاز دارند. البته ، اقتصاد دامنه علاوه بر چک و وام ، در بین تعدادی از خدمات مالی وجود دارد. برخی از نسخه های اصلاحات شیشه ای استاگال با اجازه دادن به آنها به انبارهای خدمات مالی ، مانند بانکهای جهانی در آلمان ، بانک ها را تقویت می کنند. در این سناریو ، بانکداری شکوفا می شود ، اما در یک محیط مشابه با سوپر مارکت ، بانکداری تجاری ، بانکداری سرمایه گذاری ، بیمه و کارگزاری را برای گرفتن اقتصاد دامنه در خدمات مالی جمع می کند.

در حال حاضر ایمن

پس از یک دوره لاغری ، صنعت بانکی ایالات متحده دوباره از سود قوی برخوردار است. سهام بانکی همچنان بازدهی را که مقایسه با سایر سهام است ، به دست می آورند. فعالیت بانکی-خواه با ارزش افزوده یا دارایی های تعدیل شده برای بانکداری و وام توسط بانکهای خارجی اندازه گیری شود-به عنوان درصدی از کل واسطه گری باقی مانده است. همچنین به عنوان درصدی از تولید اقتصادی کلی رشد کرده است. این صنعت ممکن است در حال بازسازی باشد ، اما وام گیرندگان و پس انداز هنوز هم ظاهراً خدمات بانکی را ارزیابی می کنند.

آینده بانکداری نیز تا حد زیادی توسط گذشته خود تضمین می شود. بانک ها از نظر تاریخی با کاهش هزینه های معامله و اطلاعات برای وام گیرندگان و پس انداز ، سود کسب کرده اند. اگرچه پیشرفت های فن آوری و تغییرات نظارتی بدون شک سایر واسطه ها را قادر می سازد تا برخی از مشتریان را به دور از بانک ها جذب کنند ، یا سایر مشتریان را قادر می سازد تا واسطه های پاس را به طور کلی تصویب کنند ، بانک ها تا زمانی که مشکلات اطلاعاتی را طاعون می کند ، پیشرفت می کنند.

بانک ها: ستون فقرات بازار کاغذ تجاری

بازار کاغذ تجاری نمونه خوبی از توانایی بانک ها در تسهیل مسئله مستقیم اوراق بهادار و در این فرآیند به حل مشکلات انتخاب نامطلوب کمک می کند.

مقاله تجاری یک سفته نا امن و کوتاه مدت است که به طور کلی توسط بنگاه های بزرگ و مشهور برای تأمین بودجه معاملات فعلی صادر می شود ، بر خلاف پروژه های سرمایه گذاری بلند مدت. برای چنین بنگاه هایی ، بدست آوردن تأمین اعتبار با کاغذ تجاری اغلب ارزان تر از وام های بانکی است. در نتیجه ، سطح مقاله تجاری برجسته به شدت افزایش یافته است: بین سالهای 1980 و 1994 ، مقاله تجاری برجسته از 124. 4 میلیارد دلار به 595. 4 میلیارد دلار - 11. 8 درصد نرخ رشد سالانه صعود کرد (نمودار را ببینید).

رشد بازار کاغذ تجاری

commercial paper growth

منبع: هیئت مدیره فدرال رزرو

اگرچه مقاله تجاری جایگزینی برای تأمین اعتبار بانکی است ، اما بانک ها نقش اساسی در حمایت از بازار کاغذ تجاری از طریق ابزارهایی مانند پیشرفت نقدینگی دارند. از آنجا که مقاله تجاری بلوغ بسیار کوتاهی دارد - به طور معمول 30 تا 35 روز - به طور مداوم مقاله جدیدی را برای پرداخت کاغذ بلوغ صادر می کند. هرگونه اختلال در بازار ، مانند پیش فرض کاغذ تجاری 1970 از راه آهن مرکزی پن ، می تواند مانع از چرخش یک شرکت بر روی کاغذ خود شود ، حتی اگر این اختلال هیچ ارتباطی با کیفیت مقاله برجسته این شرکت نداشته باشد. پیشرفت های نقدینگی ، همچنین به نام خطوط پشتیبان اعتباری ، بودجه متوقف شده برای بازنشستگی کاغذ بلوغ را فراهم می کند. این خطوط اعتباری به حدی اهمیت یافته اند ، که این یک روش استاندارد برای خدمات رتبه بندی است که قبل از ارائه رتبه اعتباری برای یک موضوع کاغذ تجاری ، نیاز به یک مورد داشته باشد.

بانک ها همچنین با ارائه پیشرفت های اعتباری برای برخی از موارد ، از بازار کاغذ تجاری پشتیبانی می کنند. پیشرفت های اعتباری ، یا نامه های اعتباری ایستاده ، با تضمین پشتیبانی از یک موضوع کاغذ تجاری ، با پیشرفت نقدینگی متفاوت است. پیشرفت های اعتباری اساساً مشابه بیمه پیش فرض هستند. با یک بانک ، یک بانک تضمین می کند که اگر شرکت به هر دلیلی نتواند مسئله را بازنشسته کند. در نتیجه ، رتبه اعتباری بانک جایگزین رتبه اعتباری شرکت می شود. از سه ماهه اول سال 1992 ، تقریباً 6 درصد از مسائل مربوط به کاغذهای تجاری کاملاً توسط پیشرفت های اعتباری پشتیبانی می شدند که بیشتر آنها نامه های اعتباری بانکی دارند.

پیشرفت های اعتباری همچنین مشکلات انتخاب نامطلوب بازار سرمایه را کاهش می دهد. همانطور که با تمدید وام ، یک شرکت که از افزایش اعتبار برای یک مقاله تجاری استفاده می کند ، هنگامی که بازار از پیشرفت می آموزد ، از پرش به قیمت سهام خود برخوردار است. از آنجا که در صورت پیش فرض صادرکننده ، بانک در حال قلاب است ، این پیشرفت اعلام می کند که بانک صادرکننده را بررسی کرده و نتیجه گرفته است که احتمال پیش فرض ناچیز است. به طور خلاصه ، بنگاه هایی که برای مسائل مربوط به مقاله تجاری خود پیشرفت های اعتباری خریداری می کنند ، دو محصول را دریافت می کنند: بیمه پیش فرض و مهر تأیید.

در حالی که به یک معنا ، بانک ها تجارت را به بازار کاغذ تجاری از دست داده اند ، در دیگری ، بازار کاغذ تجاری نمی تواند مانند آنچه انجام می دهد بدون آنها فعالیت کند. برای شرکت های بزرگ و مشهور ، پیشرفت های اعتباری و نقدینگی ، هزینه و ریسک مرتبط با جمع آوری پول در بازار کاغذ تجاری را کاهش می دهد. از طرف خود ، بانک ها درآمد هزینه ای کسب می کنند که به شما کمک می کند تا درآمد بهره از دست رفته را به دست بیاورند زیرا برخی از وام گیرندگان از وام های سنتی به کاغذ تجاری تغییر می کنند.

توماس A. پولمان و دوسان استوژانوویچ کمک های تحقیقاتی ارائه دادند.

نهادهای پایان

  1. اگرچه خرابی های بانکی از دهه 1980 کاهش یافته است - تنها 13 بانک در سال 1994 شکست خورده اند - اما مرورگرها ادامه داده اند. از این رو ، تعداد بانک ها همچنان در حال سقوط است. از 30 سپتامبر 1995 ، تعداد بانکها و اعتماد 10،054 - 30 درصد کاهش از سال 1980 بود. [بازگشت به متن]
  2. به Saunders (1994) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  3. به مک کولی و ست (1992) و نول (1994) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  4. به بوید و گرتلر (1994) و کافمن و موت (1994) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  5. به Kaufman و Mote (1994) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  6. به لوونیان (1994) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  7. به هوبارد (1994) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  8. بانکها نیازی به ارزیابی احتمال نیاز به یک خانواده به پول نقد ندارند زیرا می توانند به برآورد متوسط برداشت پول نقد اعتماد کنند.[بازگشت به متن]
  9. به کلارک (1995) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
  10. برای اطلاعات بیشتر در مورد بازار کاغذ تجاری ، به هان (1993) مراجعه کنید.[بازگشت به متن]

منابع

بوید ، جان اچ ، و مارک گرتلر."آیا بانک ها مرده اند؟ یا گزارش ها بسیار اغراق آمیز هستند؟"بانک مرکزی فدرال رزرو مینیاپولیس بررسی فصلنامه (تابستان 1994) ، صص 2-23.

کلارک ، میشل A. "بانکداری تجاری و سرمایه گذاری: آیا باید این طلاق نجات یابد؟"اقتصاددان منطقه ای (آوریل 1995) ، صص 4-9.

هان ، توماس K. "مقاله تجاری" ، در ابزارهای بازار پول (چاپ هفتم) ، تیموتی س. کوک و رابرت کی لاروش ، چاپ. بانک مرکزی فدرال رزرو ریچموند (1993).

هوبارد ، R. گلن. پول ، سیستم مالی و اقتصاد (آدیسون وسلی ، 1994).

Kaufman ، George G. ، and Larry R. Mote."آیا بانکداری یک صنعت رو به کاهش است؟ یک چشم انداز تاریخی" ، بانک مرکزی فدرال رزرو شیکاگو دیدگاه های اقتصادی (مه/ژوئن 1994) ، صص 2-21.

لوونیایی ، مارک E. "آیا بانکداری در دراز مدت سودآور خواهد بود؟"در نقش رو به کاهش بانکداری: مجموعه مقالات کنفرانس ساختار و رقابت بانکی. بانک مرکزی فدرال رزرو شیکاگو (1994) ، صص 118-29.

مک کولی ، رابرت ن. ، و راما ست."اعتبار بانک خارجی به شرکت های ایالات متحده: پیامدهای وام های دریایی" ، بررسی سه ماهه فدرال رزرو بانک نیویورک (بهار 1992) ، صص 52-65.

نول ، دانیل ای. "آیا بانک های خارجی خارج از بانک های ایالات متحده در بازار ایالات متحده هستند؟"دفتر کارآزمایی ارز ، اقتصادی و تجزیه و تحلیل سیاست 94-5 (مه 1994).

ساندرز ، آنتونی. مدیریت موسسات مالی: یک چشم انداز مدرن (ایروین ، 1994).

مبانی تجارت فارکس...
ما را در سایت مبانی تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سحر دولتشاهی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 16:16